.

544 82 6
                                    

چشمانم را که باز کردم روی تخت دراز کش بود پرده های اتاق کشیده شده بود و تنها نوری کوتاهی که از مهتاب به شیشه میخورد فضا را قابل دید کرده بود.

در اتاق بازشد و ناگهان ترسی وجودم رو گرفت  ولی بادیدن تهیونگ ارام گرفتم با اینکه باید از اون بترسم ولی بودنش حس امنیت بهم میداد.

_ته بغلم میشینی

+اوه حتما بانی

از چهار چوب جلو امد و کنارم رو تخت نشست دستش را نوازش گرانه روی صورتم میکشید

+بهتری؟چیزی شده؟چرا از حال رفتی

_چیزی نبود ته قندم افتاد

صورتش نمایان گر این بود که قانع نشده ولی به احترامم سوکت کرده بود

+چیزی میخوری؟

-نه میلی ندارم ، میشه بغلم کنی؟

+اوه اره

کنارم دراز کشید و منو در اغوش خودش کشید
چرا کنارش قلبم تند تر میزد چرا من رو میشناسه چیرو دارم از من پنهان میکنن

_ته

+جانم

_چرا جدا شدیم؟
(فک کرده زرنگه الان ته همه چیو میگه)

+خب من نمیدونم

میدونستم که میدونه چون تلخی رو توی چشمانش حس کردم میدونستم که میدونه چی گذشته ولی چرا نمیگه حال نداشتم اصرار کنم چشمانم را بستم و دوباره خووابیدن با این تفاوت که ینبار در اغوش گرمی بودم اغوشی اشنا ولی غریبه

حس عجیبی بود که اورا میشناسی ولی هیچ چیز از اون به یاد نداری هیچ چیز.
وقتی او به چشمان من نگاه میکرد انگار سیلی از خاطرات خوش و غم انگیز را میدید اما من فقط پوچی فقط ترس از جان خودم اورا پذیرفته بودم

من کشف خواهم کرد من خواهم فهمید من که شه خواهم کرد

*وجدان: برادرم حالا جو بردت نداره سخرانی پر از فلسفه و پر شورتون رو نگه دارید لطفا واسه بعد خواب

*کوک: ام باشه حالا که جام گرمه و مطئین بد نیست بعدا فکر کنم بهش

پلکانش را ارام بست و به خوابی عمیق فرو رفت انگار که اینجا خانه خود اوست.

__ اتاق کار ته

++ لعنتییییییییییییییییییییییییییی مگه قرار نبود دوباره کنارش برنگردی ، مگه قرار نبود دست بهش نزنی ،مگه قرار نبود حتی از دور نگاه اش نکنی

+گوش کن اروم باش هرچی بود رو میزم شکستی
من بدون اون نمیتونم

++چطور تا الان تونستی، از براااااااااادر من فاصله بگیر کیم تهیونگ وگرنه پا روی هرچی رفاقته میزارم و بدبختت میکنم

+تو برادرش نیستی تو اگه برادرش بودی باعث از بین  رفتن حافظه اون نمیشدی حالا هم بهتره گورتو از اینجا گم کنی تا بیدار نشده
++میرم ولی تهدیدم رو جدی بگیر اقای کیم تهیونگ بزرگ
و صدای کوبیدن در همه جای اتاق را به ارزه انداخته بود.

_--------

یاه سلام دلبندای من بازم بابت تاخیر متاسفم
چیکارا میکنید؟

چطور بود؟؟

ووت و کامنت لطفا فراموش نشه

این فرد کی میتونه باشه کسیی حدسیی داره؟

قضیه چیه؟؟؟

دوستون دارم تا دورودی دیگر بدرود

دوستون دارم تا دورودی دیگر بدرود

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

و این سه پاندای عزیز

v4Where stories live. Discover now