شروع کرد به جویدن لب های صورتیش .. اگه بکهیون میمرد کلی چیز های نشنیده شده باقی میموند..
مضطرب بود... توی راهرو سفید بیمارستان راه میرفت و همون راه رو برمیگشت.
تا اینکه پرستار از اتاق بکهیون بیرون اومد . به سمش دوید و جلوش ایستاد . نگاه پرستار به سمتش افتاد و پرستار برای چند لحظه صورت اِما رو از نظر گذروند .. اِما هم متقابلا همین کار رو کرد ._ حالش چطوره؟
+ هنوز به هوش نیومده و اجازه ی دیدنش رو ندارید .
با کلافگی دستی به موهاش مشکیش زد و از کنار پرستار به سمت صندلی ها رفت .
پرستار به سمتش اومد و سرشو برای دیدن اِما پائین اورد :چون اینجا بخش وی ای پیه زیاد کسی نمیتونه اینجا باشه ساعت ملاقات بیاید .
_ بله ممنون .
.
.
.
؟ : بکشش و مطمئن شو ردی از خودت به جا نذاشتی .
؟ *: چشم .
؟ : میتونی بری
.
.
.
> اره خلاصه که من همیشه جذابم و خب الان شما ها باید طبق معمول شیفته نگام کنین ولی انگار....
اعضای گروه اِما با کلافگی و عصبانیت به سوکجین که همش از خودش تعریف میکرد زل زده بودن .
مینا : فقط کافیه خفه شی و بزاری تحقیقاتمونو تموم کنیم.
و همگی از کنارش رد شدن .
لی : خب بچه ها اثری از خودش به جا گذاشته قاتل؟
آیشا :نه حتی یه چیز کوچیک هم از خودش به جا نذاشته .
مینا :میتونیم این احتمالو بدیم که قاتل سادیسمی بوده ؟
سانا : احتمالش هست .
لی : راستی تونستن فیلمای دوربین ها رو در بیارن؟
آیشا : نه دوربینای اون منطقه همه از کار افتادن .
مینا اشاره به زمان دقیق قتل کرد و گفت : باید ببینیم ساعت 11:30 دقیقه دیشب افرادی که بهش نزدیک بودن کجا بودن.
لی :این کار درست نیست چون تنها احتمالی که داریم بین دو بانده .. باند کای یا باندی که باهاش رقابت میکنه به اسم سیسیلی . .
سوکجین در حالی که به سمت اونا میومد لب زد : کاره بانده کای
آیشا : با چه مدرکی این حرفو میزنی ؟
سوکجین : بزار افسر پارک بیاد به همه میگم .
همه با شک به سوکجین نگاه میکردند .
.
.
.
وارد اتاق بیون بکهیون شد و نگاهی به اتاقِ تماماً سفید انداخت

YOU ARE READING
WHERE IS MY LIFE?
Боевикشاید بزرگترین اشتباه زندگی بعضی از ادم ها اعتماد به کسایی بوده که نباید بهشون اعتماد میشد... The main characters : jungkook / Ema ~ cover by : mae_galaxy