من بالاخره راجب بیماریم بهت گفتم.
تو شوکه شدی،ولی عصبانی نبودی.
تو من بغل کردی،و یکم گریه کردی.
ازم پرسیدی که درمانش چیه.
و من بهت گفتم:
اگه کسی که عاشقشم،عاشقم بشه،درمان میشه.
در غیر اینصورت گلبرگ ها تمام درونم پر میکنن
و من میمیرم.
