10

27 5 15
                                        

«جیک؟»

«سونگی! خدایا ، دلم برای صدات تنگ شده بود»

«نمی‌خوام فضولی کنم ، ولی سه روزه خبری ازت نیست همه‌چی اوکیه؟»

«قول می‌دم اصلاً قصد نداشتم اینجوری غیبت کنم ! راستش واقعاً خیالم راحت شد که جواب دادی‌ یه… یه جورایی یه موقعیت پیش اومد مربوط به دوست پسر سابقم بود داستانش طولانیه»

«خب امروز یکشنبه‌ست و من سر کار نیستم سرتاپا گوشم بعد از این که سه روز ناپدید شدی ، کمترین کاری که می‌تونی بکنی همینه ، نه؟»

«می‌دونم داری همون ورژن بامزه و شیطون خودتو اجرا می‌کنی ، ولی واقعاً برام سخته دربارش حرف بزنم هر بار که سعی می‌ کنه برگرده تو زندگیم ، یه‌جوری از هم میپاشم و کلا غیب می‌شم واسه همین هم تماس‌هامون قطع شد‌»

«یعنی بیشتر از یه بار سعی کرده برگرده؟»

«خب… در واقع این دومین باره جداییمون هنوز… یه‌جورایی تازه‌ست؟ نمی‌دونم ، شاید هم نباشه پنج ماه تازه حساب میشه؟»

«اوه… فکر نکنم»

«هوم ، شاید فقط بعضی وقتا این‌طوری حس میشه چون ولم نمی‌کنه»

«حالت خوبه؟ اذیتت نمیکنه؟ تهدیدت نمی‌کنه؟ ببخشید  قصد فضولی ندارم»

«نه نه ، اشکالی نداره خوشم میاد وقتی نگرانم میشی بهم آسیبی نمیزنه یا همچین چیزی فقط… این دومین باره که نصفه‌شب مست میاد در خونم و التماس می‌کنه برگردم پیشش فان، نه؟»

«خدایا… چه کابوسی به پلیس زنگ نزدی؟»

«نه، هیچ‌وقت راهش ندادم تو ، حتی در رو هم باز نکردم فقط پشت در یه سری چیزای خیلی… خیلی به هم‌ ریخته داد می‌زد مطمئنم همه همسایه‌هام شنیدن سعی میکنم حرفاش روم اثر نذاره چون می‌دونم حقیقت نداره ، ولی خب ضعیفم بعدش می‌ذارم بره تو سرم و سه روز تو تخت زیر پتو می‌پوسم تا جونگوون یه جوری از اون حال درم بیاره و… خب ، الان اینجاییم»

«…واو»

«لعنتی ، ببخشید چه تراومایی خالی کردم سرت اصلاً برای این نیومده بودی»

«اشکالی نداره ، جیک ممنون که گذاشتی بفهممت»

«ممنون که اجازه دادی ، سونگی امیدوارم دیگه تکرار نشه اون یه مریضه که باید بیخیال شه خوشبختانه تنها اکس دیوونم همینه‌ بقیه فقط… یه کم دیوونه بودن تو چی؟ بخش اکس‌ها چخبر؟»

«اوه… امم من فقط یه نفر داشتم چیز خاصی نیست همون مدل کلاسیک خیانت کرد»

«خیلی متأسفم، سونگی هر کسی حتی فکر خیانت به تو رو بکنه یه عوضی واقعیه»

«هاه… ممنون که اینو گفتی ، جیک»

«جدی میگم ، سونگی فکر کنم هر دومون یه مشت اکس به‌هم‌ ریخته داشتیم، نه؟»

Kamu telah mencapai bab terakhir yang dipublikasikan.

⏰ Terakhir diperbarui: Feb 13 ⏰

Tambahkan cerita ini ke Perpustakaan untuk mendapatkan notifikasi saat ada bab baru!

Hit Me Up(heejake)Tempat cerita menjadi hidup. Temukan sekarang