فصل چهارم

856 99 19
                                    

COLORS - BY HALSEY

همه ی ماها گناه کردیم ... نکردیم ؟؟ هممون دروغ گفتیم ... نگفتیم ؟؟ اما فقط یه سریامون خیانت کردیم ... ما فقط یه سریامون رابطه نامشروع داشتیم و از بین تموم ماها تنها افراد محدودی همجنسگرا بودن که اینم خودش گناه محسوب میشد پس طبیعتا ما هممون تو زندگیمون گناهکار بودیم و یا شاید هنوزم هستیم اما این موضو برای لیام یا کسایی مثل اون اونقدر اهمیت نداره نداشت و نداره چون اونا اعتقاد دارن که گناه گناهه چه اندازه سر سوزنی باشه چه به اندازه ضایع کردن حق تک تک افراد کره زمین .. درست همونطوری که خبرچینی و استراق سمع تفاوتی تو اندازه هاش نمیکنه

لیام سالها بود که اینکارو میکرد و از کسی هم نمیترسید یعنی خب جای ترسیدنی هم وجود نداشت اون اینکارو واسه کشورش انجام میداد و خب البته ... زد ، مهم نبود چجوری اون فقط نمیخواست مشکلی پیش بیاد پس اینبار با دقت افرادشو انتخاب کرد ولی اسپنسر شاید همونی نباشه که لیام توقع داره :

- خب گفتی چند تا ترم تا الان تو دانشگاه بودی ؟؟

- حدوده هفت تا ... دو سال و نیم

- هنوزم میری ؟؟

- - هزینه این ترمو کامل نداشتم پس گفتم نیاز به یکم استراحت دارم

- استراحت ... خوبه

لیام نیشخند پررنگی زد و به سمته بار کوچیکش که تو اتاقش بود رفتو پرسید : واین ؟؟

- ممنون میشم

- خب اسپنسر امروز روز سومیه که اینجایی و ازت خواستم بیای دفتر ، سوییت یا هر چیزی که بهش میگی تا

لیام خم شد و لیوانو دسته اسپنسر دادو ادامه داد :

- تا در مورد کارمون صحبت کنیم میدونم که در موردش میدونی ولی من عادت دارم به پیشرفته ها توضیحات کامل بدم

- و من .. پیشرفته ام ؟؟

- نمیخوای باشی ؟؟؟

لیام نیشخند زد و به دختر چشم دوخت

- شما که پیشرفته بودید و هستید ... چی به دست اوردید ؟؟

- من ... هیچی ندارم .

- هیچی ؟؟

- عشق همه چیزو نابود میکنه پس من هیچی ندارم

- ولی این یعنی عشقو دارید

- شاید...

- پس من پیشرفته نیستم چون من عشقی ندارمو همه چیز دارم

پین بلند بلند خندید و گفت : پس تو همه چیز داری ؟؟

- من عشقی ندارم پس یعنی حداقل از شما چیزای بیش تری دارم ولی ...

- ولی چی ؟؟

- ولی هر چیزی که زیاده دلیل بر کامل بودنشم نیست

اسپنسر لبخند دندون نمایی زد و باعث شد لیام تک خنده ای بکنه

- اسپنسر ؟؟

- بله اقای پین ؟؟

- به نظرت اونم همینطوری که میگی فکر میکنه ؟؟

- شما بهش اینطوری فکر میکنید ؟؟

- نه ...

- پس طبیعتا نباید از اونم توقع این فکرو داشته باشید .

- ا ا اره به هر حال برمیگردیم به مبحث اصلیمون

- میشنوم .. لیام

اسپنسر لبخند زد و موهاشو پشت گوشش انداخت

دی دینگ دینگگگ اینم قسمت جدید میخواستم بیش تر بزارم ولی :

1 مزش میپرید میخواستم مشتاق تر بخونید :))))) من یک عوضیم

2 میخوام کلون یا همون دلقک رو هم اپ کنم ^___^

و اینکه هی هی هی ایا نمیخواهید حدس بزنید قراره چه کاری کنن ؟؟

نظر بدید دوستون دارم ^*^
 و اینکه من سوتی دادمممم اشتباهی اینو تو کلون اپ کردم ولی بعد درستش کردم اگه اپدیت واسه کلون شده ولی باز نمیشه همین بوده شاید همینی که پاکش کردم :)))))

INFORMATION ( ziam mayne )Where stories live. Discover now