part 2

92 26 3
                                    

رسیدن خونه بکهیون رفت تا لباسشو عوض کنه جونگینم رو کاناپه لم داد و با گوشیش ور رفت با صدایه بک سرشو از گوشیش در اورد و صاف نشست
_بریزم؟
_آره
با ویسکی و دوتا شات به سمت کاناپه ای که کای روش نشسته بود رفت و اونارو رو میز گزاشت و واسه جفتشون ریخت

_گفتی چانیولو میشناسی؟

_آره چطور

_هیچی فقط چون قراره باهاش کار کنم میخوام بدونم چجور آدمیه

_ خب اون آدمه پیچیده ایه فک کنم خودتم اینو فهمیده باشی
درسته خوش برخورد نیست ولی مهربونه چندسالم کره نبوده و تو آمریکا درسشو تموم کرده

_اوه
بک از شاتش یکم نوشید اونو روی میز گزاشت کای ادامه داد

_فک کنم شبیهه خودته خودتو میشناسی دیگه؟اون نمیگم دقیقا ولی تقریبا اخلاقاش تو مایه های خودته ظاهرش یجوره ولی دل مهربونی داره

کای شاتشو رو میز گزاشت و به بک نگاه کرد وقتی دید زل زده ب شاته تویه دستش گفت

_چیزی شده؟

_نه همین؟

کای چشاشو ریز کرد
_بک نگو ک تو روزه اول جذبش شدی چون واقعا هضم این یکی واسم خیلی سخته

_جونگین چی میگی واسه خودت فقط میخواستم بدونم چجور آدمیه چون سهون میگفت اصلا نمیشه باهاش لج کرد و ب کسی باج نمیده

_خب؟؟

_خب همین دیگه میخواستم بدونم با چه آدمی طرفم

کای سرشو به نشونه یه تایید تکون داد و بازم واسه خودش ریخت اونشب تا صبح راجب هرمسئله ای که به ذهنشون میرسید باهم حرف زدن اول از چانیول شروع شد و بعد موقع حرف زدن راجبه سهامای شرکت از شدته خوابالودگی میشه گفت غش کردن

با کلافگی تکونی ب خودش داد و تازه متوجه وضعش شد احساس سنگینیه جسمیو رو خودش داشت وقتی نگاهشو به پایین داد دید کای روش خوابیده جوری که سرش رو شکمشه و دهنش باز مونده
دلش نیومد صداش کنه کوسنو از پشتش برداشت و تکونی ب خودش داد و اونو زیر سر کای گزاشت و خودش سمت اتاقش رفت تا دوش بگیره بلکه کوفتگی بدنش رفع ش
از حموم درومد و حوله شو دور پایین تنش پیچید جلوی آیینه وایساد و به خودش نگاه کرد
لوسیونه مخصوص موهاشو و کرم پوستشو زد و وقتی از بوی خوبی که میداد احساس رضایت کرد از جلویه آینه کنار رفت و لباساشو پوشید
وقتی وارد حال شد کای هنوزم رو کاناپه خواب بود با این تفاوت که حالا صورتش رو به پشتیه کاناپه بود
به سمت آشپزخونه رفت و صبحانشو خورد و واسه کایو روی میز گزاشت
گوشیشو برداشت تا پیاما و تماساشو چک کنه وقتی چشمش به پیامای سهون افتاد با کف دست محکم به پیشونیش کوبید
سهون:این گوشیه لنتیو جواب بده بکهیون اون پارک چانیوله عوضی سرزده به شرکت اومده و من نمیدونم چجوری بپیچونمش و بگم رئیسم تا لنگه ظهر گرفته خوابیده
بکهیوووون مردیییییی؟؟؟
و سه تا مسیجه دیگه
سوییچ و کیفشو برداشت و رفت پارکینگ ماشین و روشن کرد و به سمت شرکت با اخرین سرعتی که میتونست روند
تو راه شماره سهونو گرفت و برای جلوگیری از کر شدنش توسط فحشا و هوارای سهون گوشیو از گوشش فاصله داد ولی برخلاف تصورش سهون خیلی مودبانه جوابشو داد
_هنوز اونجاس؟؟
_بله جنابه بیون
_متاسفم سهون یکم دیگه بپیچون باور کن
_بله متوجه شدم خدانگهدار
سهون نزاشت حرفش تموم شه و گوشیو قطع کرد
بکهیون هوفی از کلافگی کشید و پاشو بیشتر رو پدال گاز فشار داد
وقتی وارد شرکت شد سهونو ندید از یکی از کارکنا سراغشو گرفت و اونا گفتن تو اتاق جلسست
بکهیون نمیدونست چرا و به چه دلیل اون پارک چانیول به خودش اجازه داده روزه بعده قرارداد اینجوری سرزده بیاد شرکت و پاشو بزاره تو اتاق جلسه
به سمت اتاق جلسه رفت و درو باز کرد و با چانیولی که روی صندلیش نشسته بود مواجه شد و ناخداگاه ابروهاش توهم رفت و بدون اینکه فکر کنه حرفشو خیلی سریع و محکم زد

 《 with you 》Where stories live. Discover now