(جیمین ویو )
لعنت لعنت چطور منو گیر آورد اصلا کی بهش گفته من اینجام ایشسسشش پس ما توی گروه فاکیمون جاسوس داشتیم اههه شکمم تیر خورده نمیتونم مبارزه کنم باید تا زمان رسیدن پشتیبانی تحمل کنم این اسلحه هم تیر نداره
فقط یه سوال تو زهنم تکرار میشه
چرا من قبول کردم بیام ؟
(فلش بک )
.افسر پارک
ج:بله رئیس
. یه معمورت داری که خیلی وقت پیش چنتا از افسران حرفه ای خودمو فرستادم و جسدشون برگشته ولی خب از حرفه ای بودن تو همه جا پیچیده پس من تورو برای این معمورت میفرستم
ج:ناامیدتون نمیکنم رئیس
.:همین انتظار رو هم دارم بیا این پرونده رو ببین پارک این پیر که میبینی یه قاتل حرفه آیه و یک چشمش از بدو تولد کور بوده ولی با این هال از پس همه بر میاد امروز داخل این خرابه مزایده گذاشتن که در این مزایده شمش های طلا که در یک تابلوی بزرگ نقاشی گذاشته شدن فروخته میشه این تابلو فوقولاده گرونه و بینظیره پس خیلی حواسشون جمعه رعیس این گروه همین پسرش امروز با چنتا از مافیا های تگزاس مذایده گذاشتن
تو باید بری اونجا و خودتو جای یکی از اون مافیا ها بزنی و وقتی هوایش نیست با این هف تیر بی صدا از پشت بزنیش فهمیدی ؟
ج:بله رئیس
.:و البته که حقوق تو هم به اندازه ای هست که اگه میای سر کار هم میتونی یه زندگی راحت بدون هیچ دقدقه ای رو بکنی
چشمای جیمین برق زد پول همون چیزی که این همه مدت بخاطرش این سگ کار کرده تا بتونه کرایه خونشون بده ولی نتونسته همیشه آرزوی یه زندگی راحت داشته و حالا با این ماموریت میتونه بدستش بیاره پس
ج:ممنون رئیس من این ماموریت رو انجام میدم
.:خوبه میتونی بری
ج:بدرود (احترام نظامی )
و به سمت در رفت
((((پایان فلش بک ))))))
کاشکی قبول نمیکردم خو آخه بگو چیت کم بود که سر تنها چیزی که داشتی (یعنی جونش )ریسک کردی خدایا دلم برا موچی های اجوما تنگ شده کاش میشد الان میخوردم وایسا وایسا یعنی قراره برا ی پول بمیرم ؟نه نه نه من الان نمیمیمرم بزور خودموکشوندم سمت تخت داخل اتاق زیرش به چاقو دیده بودم سرمو بردم پایین چا چقو رو دیدم یسیسسسسس یسیسسسس آره آره همینه خب پس احتمال مرگ حتمی من کم شد البته اگر به دست مرگ طبیعی نمیرم خاستم بلند شم ولی نتونستم تا اینکه کسی درو باز کرد صورتشو پچشونده بود و پیدا نبود آمد سمتم من خاستم چاقو رو به حال دفاعی بگیرم تا حمله کنم ول بدنم تکون نمیخورد لعنتی آخه الان چم شده آمد چونمو گفتو گفت
..:نمیزارم راحت زندگی کنی هرجا بری میام دنبالت نمیزارم راحت باشی تو هر زندگی که باشی تو هر دنیایی دنبالت میام تو حق نداری راحت زندگی کنی حالا هم بمیر
چاقوشو درآورد و گلومو زد همینطور که دستمو رو گردنم گذاشته بودم تا مانع خونریزیش بشم چشمام هم تار میدید .لی تونستم ببینم که پوزخند زده بود و دوتا از دندون هاش طلایی بوده بعدش فقط سیاهیییییی
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
چشمامو باز کردم یه حال عجیبی داشتم انگار بدنم مدل دیگه ای شده بود انگار سبک شده بود وقتی تاری چشمام از بین رفت چند نفر رو بالا سرم دیدم که دونفرشچن که زن بودن داشتن گریه میکردن انگار از چیزی ناراحت بودن یه نفر هی بدنمو چک میکرد چرا آنقدر بدم میاد یکی به بدنم دست بزنه ؟
من که قبلاً خوشم میآمد لمس شم دیدم یکی داره میگه هیونگگگگ هیونگگگگگ تورو خدا تنهام نذار یکی دیگه گفت دونگسونک عزیزم منو ول نکن دوباره یه دختره گفت اوپاااا منم خاهرت بخاطر من ولم نکن
بزور گفتم
ج:م من خ خوبم
از صدام تعجب کردم با اینکه خش دار بود اما خیلی لطیف و نازک شده بود انگار صدای یه دختره همه تعجب کرده بودن که یهو پریدن و بغلم کردن
.هیونگ هیونگگگگ.اوپااااااا
.ممنونم که ولمون نگردی جیمینا
لبخندی زدم من کسی رو نداشتم همیشه که اینطوری التماس کنه زنده بمونم ولی اینا کین
چخبره
بزور گفتم
ج:ش شما کی هستین
همه به وضوح متعجب شده بودن
؛:چی میگی اوپاا شوهیت گرفته منم خاهرت .
ج:ولی من که خواهر ندارم
«:چی داری میگی جیمین خوبی
فک کنم مغزت هم آسیب دیده
ج:نه من کاملا خوبم و میدونم که هیچ خانواده ای ندارم
کسی که هی داشت بدنشو لمس میکرد صحبت کرد
د:ایشون احتمال حافظشون رو از دست دادن البته این بخاطر زربه ای که به سرشون خورده کاملا طبیعیه احتمالا بعد یه مدت برمیگرده ولی بهتره بهشون زیاد فشار نیاد
(به چیم نگاه میکنه )
سلام جیمین شی من دکتر لی هستم و داشتم معاینتون میکردم شما یه تصادف با ماشین داشتین و بخاطر همون حافظتون مشکل پیدا کرده البته بعد یه مدت حالتون خوب میشه نگران نباشید خب با اجازه من مرخص بشم
»:بله حتما فرد راهنماییتون میکنه فرد
فرد :بله قربان
»:به بیرون راهنماییشون کن
فرد :بله
و بعد اون دو مرد بیرون رفتن
و جیمین داشت فکر میکرد پس اون مردی که هی بدنمو لمس میکرد دکتر بود ولی حس خیلی گندی دارم چمه راستی من تو زندگی قبلیم مردم یعنی اون یارو منو کشت بعد الان زندم و اینجام یعینی این زندگی بعدی منه خوبه پس زندگی خوبی دارم راستی این اتاقه چقدر لوکسه تختشم خیلی نرمه گرمه دوستدارم دوباره اینجا بمیرم اخیشش آها اینا کی بودن
ج:خب معرفی کنید
»:آها آره من برادر بزرگ ترتم مین جی
۰:اوپا منم خاهر کوچیکه ترتم هانا
﷼:من مادرتم سو جین و این هم پدرت مین هی هستش پسرم لطفا زودتر خوب شود من دلم تاقت نمیاره اینطوری ببینم تورو
ج:چ چشم مادر زود خوب میشه شما نگران نباش و همینطور ممنون از معرفیتون
مین جی :خیلی خب ما دیگه میریم تا تو استراحت کنی
مردی که تا اون لحظه حرف نزده بود آمد پیشونیمو بوس کرد و گفت
پارک :زود خوب شو امگای کوچولوم
ج:چی املا چیه دیگه پدر
پارک :یعنی چی پسرم تو کلا فراموش کردی همه چیزو هااا یکم استراحت کن بعد یادت میاد ما دیگه بریم
بعد همشون رفتن بیرون و جییمنو با کلی سوال تنها گذاشتن
جیمین ویو))))))
املا چیه دیگه یعنی چی ولی خب الحق که افتادم تو عسل چقدر اینا پولدارنننن اتاقه اندازه دوتا خونه منه چطوری آنقدر بزرگت بلند شد و ایستاد هنوزم هس میکرد عجیب شده رفت سمت میز آرایشی که اون طرف اتاق بود خودشو نگاه کرد وادفاااااااااااککک من چرا این شکلی شدم کو اون همه اعضله که با بد بختی ساختم شکمم چرا آنقدر پنبه آیه زیادی نرمه واییی من که اینقدر بوتیم بزرگ شده و چرا همه چی اینجا صورتییه حالم بهم خورد اهههه همه لباساشم صرتیه باید برم کلی لباس مشکی بگیرم چرا آنقدر لوازم آرایشی هست اینجا مگه تو این دنیا پسر ها هم آرایش میکنن این اتاق برای منه پس یعنی این وسیله ها هم برای منه همینطورذکشاب هارو باز میکرد اولین کشاب مال روز ها که اسمشان نمیدونست بود بعدی انگار سفید کننده بود بعدی انگار پد بود صبر کن این پد پریودیه ؟مگه مرداد هم پریود میشن این روحیه پلیسیم میگفت چیزی مشکوکه اینجا همه چیزو صورتیه همه وسیله هاشم دخترونس اتاق خیلی بزرگی هم داره پس در نتیجه این پسره یه خر پول گی بوده فقط قضیه پریودی رو هرکاری هم میکنم نمیفمم نمیتونمش انگار صدای خوردن چیزی به پنجره بزرگ اتاق آمد رفت سمت پنجره و یه دختر که بال داشت رو دید پشماممممممممممممممم بال دارههههخخخه این دختره فرشتسسسسس من یه فرشته دارم میبینم
درو باز کردم و با هیجان گفتم
:باورم نمیشه یه فرشته دارم میبینم
که اون گفت

YOU ARE READING
پلیس من
Actionخب خب آمدم با یه فیک جدید جذاب و سون سام که باتم هست جیمین بریم سراغ خلاصه (داستان ازین قراره که جیمین یه افسر پلیس خیلی حرفه ای هستش که علاقه زیادی به پول داره یعنینه که پول پرست باشه هااا آرزوی یه زندگی شاهانه داره چیزی که در شاعنش باشه خانواده ای...