یونجی روی یکی از صندلیای هواپیما نشست. قبل از اینکه جیمین بخواد اقدامی کنه و کنار یونجی بشینه، جونگ کوک نشست.
جیمین با حسودی ای که معلوم نبود از کجا سر چشمه میگیره کنار تهیونگ که پشت سر یونجی نشسته بود، نشست.
ته ته به بیرون خیره بود و به گذشته فکر میکرد. به زمانی که تازه با کوکی آشنا شده بود و چقدر اون موقع بهشون خوش میگذشت. بعد از اون روز که رابطه شون خراب شد هیچ کدومشون دیگه طعم خوشی رو نچشیدن.
جونگ کوک دست یونجیو گرفت و به گوشای یونجی نزدیک تر شد و آروم تو گوشش زمزمه کرد:«من حالم خوب نیس»
یونجی با نگرانی بهش نگا کرد و گفت:«چی شده؟ از ارتفاع میترسی؟ یا اینکه بازم تنقلاتتو با هم خوردی؟»
آروم تو گوشش گفت:«نه، موضوع این نیس...این پسره که با رئیست اومده»
یونجی کنجکاو گفت:«خب؟»
_همون کسیه که عاشقش بودم.
یونجی با تعجب بهش نگا کرد و با صدای آرومی گفت:«واقعا؟»
_هوم
نمیدونست اگه جای کوکی بود تو چه حالی می افتاد ولی خوب میدونست که چقدر دردناکه.
خب، اینم در نظر بگیریم که الان جیمین با اخمی که نمیدونه برا چیه به در گوشی حرف زدن اون دو تا خیره شده و حسابی کنجکاوه که اونا چی میگن.
بعد از چند دقیقه که همه مسافرا سوار شدن هواپیما حرکت کرد.
--
هواپیما تو فرودگاه توکیو نشست.
در طولی که هواپیما تو هوا بود و به سمت ژاپن میرفت جیمین چشم از یونجی و جونگ کوک بر نداشت و هی کرم میریخت و اذیتشون میکرد تا کمتر حرف بزنن. تهیونگ هم چشماشو بسته بود و با حسرت به گذشته فکر میکرد.
به نزدیک ترین هتلی که وجود داشت رفتن. جیمین در واقع تهیونگو به این دلیل با خودش آورده بود که زبان ژاپنی رو فوله و میتونن با کمک او با مردمش ارتباط برقرار کنن.
تهیونگ به طرف میز رزرو اتاق رفت و رو به خانم تقریبا 35 ساله به ژاپنی گفت:«خسته نباشین خانم...ام. ما چهار تا اتاق میخوایم.»
_شرمنده ام آقا...فقط دو تا اتاق دو نفره خالی باقی موندن
تهیونگ آهی کشید. جیمین که حالت چهره تهیونگو دید پرسید:«چی میگه؟»
_میگه فقط دو تا اتاق دو نفره خالی دارن
جیمین:«مشکلی نیس. بگیر»
تهیونگ رو به زن به ژاپنی گفت:«لطفا کلید هر دو اتاقو بدین»
یونجی که میدونست کوکی اصلا دوست نداره با تهیونگ تو یه اتاق باشه رو به جیمین گفت:«پس منو جونگ کوک تو یه اتاقیم و شما دو تا هم با هم.»

YOU ARE READING
Fake girl
Fanfiction[کامل شده] کاپل: یونمین، ویکوک ژانر: عاشقانه، جنایی، هیجانی، اسمات