Chapter 3

429 117 40
                                    

"New house"

"خونه جدید"

" می سال ۱۹۹۴ "

-هیونگگگ...دستگاه اسپرسو دوباره کار نمیکنه
جونگکوک با صدای بلندی جین رو صدا زد

جین با کلافگی دفترچه اش روی پیشخون کوبید و کنار جونگکوک ایستاد
+معلوم نیست این دفعه کدوم قطعش گیر کرده...چقد به این پیرمرد میگم یه دستگاه جدید بخررر...به حرفم گوش نمیده عمو اسکروج پیر!

*اسکروج یه شخصیت کارتونیه یه اردک پیر و پولدار و به شدت خسیس*

کوک به غر غرهای جین بی‌صدا می‌خندید و به تلاش هاش برای درست کردن دستگاه نگاه می‌کرد

۳ ماه بود که توی کافه کار می‌کرد و باید اعتراف می‌کرد بهترین ۳ ماه عمرش بوده

پاپا خیلی مهربون بود و هواش رو داشت درست عین یه پدر واقعی

جاستین هم بهش سر میزد و با بچه‌ های کافه هم صميمي شده بود

و مهم تر از همه جین هیونگش بود کسی که توی این ۳ ماه کوک رو مثل دونسنگ واقعی خودش دونسته بود و همیشه با شوخیاش باعث خندیدن کوک می‌شد

همه چیز خوب بود.یه کار خوب داشت.یه جای خواب خوب و همینطور دوستای خوب

از خانوادش هیچ خبری نداشت یعنی توی این ۳ ماه دنبالش گشته بودن؟

مادرش نگرانش شده بود؟مادری که اون روز فقط یه گوشه ایستاد و حتی تلاش نکرد جلوی شوهرش رو بگیره

جیسو چی؟خواهر کوچولوش الان توی چه وضعیتی بود؟

هر موقع یادش میومد خواهر کوچیکشو بین اون عوضیا جا گذاشته اعصابش خورد می‌شد.به خودش قول داده بود وقتی اوضاع مالیش خوب شد جیسو رو هم پیش خودش ببره

جین بالاخره تونست دستگاه رو درست کنه و کوک مشغول درست کردن اسپرسو شد که در کافه باز شد
کوک سرش رو بلند کرد و با دیدن مشتریای جدیدی که وارد شدن فنجون از دستش افتاد و به هزار تیکه تبدیل شد

سرها به سمتش برگشت
+کوکی خوبی؟
جین با نگرانی بهش نگاه می‌کرد ولی نگاه کوک هنوزم روی در ورودی بود

پس جین هم مسیر نگاهش رو به اون سمت تغییر داد با دیدن چندتا پسر جوون که جلوی در ایستاده بودن ناخداگاه اخم کرد

~پس اینجایی هرزه کوچولو
پسر بزرگتر با خنده چندشی گفت.کوک به وضوح جوشش اشک رو توی چشماش حس می‌کرد

پسر قدم هاش رو به سمتش برداشت
~مارو بگو فکر کردیم تا الان مردی و دنیارو از وجود کثیفت پاک کردی ولی سگ جون تر از این حرفایی نه؟

اخم جین غلیظ تر شد
+چی واسه خودت بلغور میکنی مرتیکه؟

پسر به جین نگاه کرد و با مسخرگی خندید
~اوه پس حامی پیدا کردی ... نکنه زیر خوابشی؟

Miracle [BTS AU]Opowieści tętniące życiem. Odkryj je teraz