.10Ω. !گناهکارها , خفه شید

589 121 34
                                    

چرا مردم نمی فهمن که بعضی روزا
امادگی حرف زدنو ندارم
من فقط دنبال منبع ارامشم می گردم!
ولی متاسفانه اون رفته...

-L💙

------------------------------------------------------------------------

(Fear of the water_syml)🎧🔊
(If you not made for me,why did we fall in love?)

هرجوری که حال خراب رو برای خودتون تفسیر می کنید
هرجوری که بی دفاع رو برای خودتون تحلیل می کنید

آبی پنج برابر بد تر از تحلیل و تفسیر شما بود...

هرجور می خوایید فکر کنید
که اره اون ضعیفه
نمی تونه از پس خودش بربیاد,

این حرفاییه که بقیه هم بهش می زدن
ولی شما جای آبی نبودید!
عشق ادمو از پا می ندازه
آبی دیگه پایی نداشت...

برگشته بود به حالت قبل
وچیزی فرا تر از اون

دیگه حرف حتی نمی زد
نمی خندید
شبانه روز سیگار می کشید
تو خیابونا پرسه می زد

اون گم شده بود
اون جدا شده بود از زمین
چون یه روز کامل بود که از سبزش خبری نبود
اره...
یه روز!

زیاده مگه نه؟
درده دیگه قبول کنین!
گناه داره آبی,گناه داره تفلکی
تا اومد نفس بکشه نفسشو گرفتن
مشکلشون , دشمنیشون با این دوتا چی بود مگه؟

تو سالنای مدرسه که راه می رفت,
کلاهش سرش بود و اجازه نمی داد کسی چشمای قرمزشو ببینه,
بوی سیگارش کلاسو ور می داشت و پشت سرش کشیده می شد,
گودی چشماش فریادِ بدنی بود که چیزی بهش نمی رسه

حتی آبی گاهی فکر می کرد
که بدنش داره برای غذا التماس می کنه
اره,حسش میکرد!

رسیدین تاحالا به این درجه؟
این که حس کنی بدنت داره التماس می کنه تا فقط بهش یه تیکه نون,یا میوه بدی؟
در اون لحضه بروکلی برات به اندازه ی یه برش پیتزا خوشمزس!

خیلی پیام داده بود,هر لحظه,هر یک دقیقه که می گذشت
پیام می داد,زنگ می زد

اون با درد جمله هاشو تایپ می کرد:

روز رفتنش : بگو امروز چی شد! کجا رفتی؟ حتی جرعت نکن یه کلمه کم بگی!

دوساعت بعد : چرا جوابمو نمی دی!

یه ساعت بعد : هری کجایی!

نصف شب : ودف؟ تو کجایی؟ الان داد می زنم از نگرانی!

(وقتی کل شب بیدار بوده که اگر سبز پیام داد ببینه و صبح با چشمای قرمز می ره مدرسه)

صبح : لعنتی...

الان : فقط یه چیزی لازم دارم تا ازت بشنوم
که حقیقت باشه

زرد کنارش بود
حتی اگر آبی اصلا حرف نمی زد
از دور مراقبش بود

°THe paIn U GiVe°Where stories live. Discover now