من مثل تشنه ایم که دائم سراب می بینه
ولی سراب فقط یه رویای دست نیافتنیه مگه نه؟
تو سرابِ منِ تشنه ای!-L💙
------------------------------------------------------------------------
(I need you_sadeyes)🎧🔊
I try my best to show you how
I love you,More and more each day!آبی توی بغل سبز بود
اونا از وقتی هم رو دیده بودن کار خاص دیگه ای به غیر از بغل کردن هم و صحبتای زمزمه وارشون نکرده بودنفرقی هم نمی کرد که ساعت نزدیک 3 صبح بود و اونا توی یه مکان عمومی بودن!
"من عاشق بوکسمم,فکر می کنم که اون رو ادامه بدم!"
"ولی مدرسه هم ضروریه سعی کن برگردی!"
"برنمی گردم ولی شاید یه جای جدید ثبت نام کردم؟"
"خب,اگر خودت این طور فکر می کنی,مشکلی نیست,من فقط می خوام که تو خوش حال باشی,می دونی؟ همه چی دوباره خوب باشه برات"
"الان همه چی برام بهتره,ولی همیشه یه کمبود هایی توی زندگیم حس میشه"
"کمبود؟ مثلا چی؟"
"می دونی خودت متوجه میشی,مثل چیزایی که دوستشون داشتی و الان کمتر می تونی داشته باشیشون!"
آبی سیگارشو روشن میکنه و یه پک بهش می زنه
"من... می دونم چی میگی,اما خب مغز من کلا یه جای دیگه سیر می کنه!"سبز سیگارو از آبی میگیره تا یه پک بهش بزنه
"اره؟ تازگی کجاها سیر می کنه؟""اون بیشتر توی حال و هوای خودکشیه,چطوری انجامش بده!
اون حتی به دهنم دستور داد تا حرفای اخرو برای مامانم بزنه,که بیشتر شبیه یه عذرخواهی بود برای داشتن پسری مثل من,می دونی اون لیاقت پسر بهتری رو داشت!""این همه ناامیدی؟ یک دفعه از کجا؟"
آبی سیگارو پس میگیره و فقط به روبه روش خیره میشه
"تو به خاطر دور و وریاتم که شده کاری نمی کنی,اگر مطمئن حرف می زنم به خاطر اینه که ادم توی مرحله ی اخر همیشه برمیگرده و به پشت سرش نگاه میکنه و اجازه می ده که یه بار دیگه ادما از وجودش استفاده کنن,تو امید به زندگی داری,فقط گمش کردی!"
دستشو کنار صورت آبیش میزاره و توی چشماش نگاه می کنه
"به جای اینکه این همه به ناامیدیت بال و پر بدی چرا یه بار دیگه به خودت فرصت نمی دی؟ من هنوزم دوستت دارم!"آبی اما لباش برای لبخند زدن به سبز یاریش نمی کنن
"فرصت چی رو بدم هری؟
این که دوباره توی این شت دونی بین این ادمای حال بهم زن که نمی ذارن خوش حالم باشیم زندگی کنم؟"اخمای سبز توی هم میره
"فاک به این دنیا و ادمای توش,چرا اهمیت می دی؟ وقتی ما میتونیم به هم کمک کنیم و هم رو داشته باشیم؟ اون وقت دیگه چیزی اهمیت نداره,هیچوقت به ادمای دورت اونقدر قدرت نده که بتونن زندگیتو خراب کنن یا حال خوبتو بگیرن!"

YOU ARE READING
°THe paIn U GiVe°
ChickLit"Larry Stylinson Sad Short Story" ° تاحالا چند شب ارزو کردی که یه نفر برات بمونه؟° *این فف شامل سلف هارم,خودکشی تدریجی,فحاشی,سد پارتس, می باشد* ******************** #2_death #1_diary #1_gaylove #2_highschool #1_thoughts #1_psycho #2_louisandharry