من مادر دوتا دوقلو, یه پسر و یه دخترم!
دوقلوهای پسرم خیلی شیطونن و همیشه این طرف و اون طرف می دون!(پاها)
دوقلو های دخترم خیلی کنجکاون و دوست دارن همه چیز رو لمس کنن!(دست ها)
پسرم خیلی شکموعه و دوست داره همه چیز رو بخوره!(شکم)
دخترکم خیلی احساسیه, گاهی فقط سکوت می کنه و گاهی همش گریه می کنه!(قلب)
ولی اگر من مادر خوبی نباشم
اگر من پسرامو برا دویدن بیرون نبرم
اگر به دخترام اجازه لمس کردن ندم
اگر به پسرم غذا ندم
اگر به گریه های دخترکم اهمیت ندم
من مادر مشکل داریم!من مادر مشکل داریم....!
-L💙
------------------------------------------------------------------------
(Love's dying_isak danielson)🔊🎧
آبی همونطور که پاهاشو توی بغلش جمع کرده بود و دستاشو دور خودش پیچیده بود وسط دشتش نشسته بود و به روبه روش نگاه می کرد
اون می دید که جنگلی که دشت قشنگشو دور گرفته چطور داره نابود می شه!
طوری که درخت ها خم می شدن و باد برگاشون رو با خودشون می برد
و اون خرابی داشت کم کم به دشت می رسید
گل ها و سبزه هایی که به جنگل نزدیک تر بودن خشک می شدن و دونه دونه جلوی چشم آبی کمر خم می کردن..."وقتم داره تموم میشه..."
از جاش بلند شد"فقط باید سعی کنم تا به تپش قلبم گوش بدم
روی گرمای تنش تمرکز کنم
سعی کنم سنگینی ماسک اکسیژن رو به یاد بیارم..."چشماشو بست و تمرکز کرد
اون حالا مطمئن بود که می خواد برگرده,
پس به صدای تپش اروم قلبش گوش داد و اندام هاشو به کار انداخت...سبز زیر گوشش تپش محکم قلب آبی رو حس کرد و کم کم داشت به زمین بر می گشت,
که حس کرد موهاش داره نوازش میشه
"هزا؟"این صدا به قدری برای سبز شیرین بود که توی سرش اکو می شد
چشماشو با ضرب باز کرد اما تکون نخورد
بلکه به حرکت دست آبی که توی موهاش می رفت و می یومد و نوازششون می کرد نگاه می کرد"هری عزیزم؟"
سبز بلند شد و با شوک به آبی نگاه کرد"لو! تو به هوش اومدی!"
سبز توی یه حالت شوک و خنده و گریه با هم بود
آبی سرشو تکون داد و لبخند زد"صبر کن می رم پرستار بیارم!"
"نه هز!"آبی تمام جونشو جمع کرد و دست سبز رو گرفت تا متوقفش کنه
"چی؟ چرا؟"
سبز متعجب به چشمای آبی نگاه کرد
چشمایی که گودی زیرش به قدری بود ک می تونستی توشون شنا کنی!"من فقط می خوام از اینجا برم هری! اگر به اونا خبر بدی که به هوش اومدم من رو اینجا نگه می دارن و من طاقت موندن و ندارم!
لطفا! می شه فقط از اینجا بریم؟"

YOU ARE READING
°THe paIn U GiVe°
ChickLit"Larry Stylinson Sad Short Story" ° تاحالا چند شب ارزو کردی که یه نفر برات بمونه؟° *این فف شامل سلف هارم,خودکشی تدریجی,فحاشی,سد پارتس, می باشد* ******************** #2_death #1_diary #1_gaylove #2_highschool #1_thoughts #1_psycho #2_louisandharry