ووت و کامنت فراموش نشه ❤️
نامجون با +، یونگی با _، اون وو با &، تهیونگ با $
جکسون با #، جین با %🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠
دید نامجون
& : سلام چطوری نامجون
+ : ها ؟
چطوری ؟
چطوری زنده ای ؟& : وا مگه باید مرده باشم؟
+ : من خودمــ .... خودم جسدت رو دیدم
& : توهم زدی نامجون
+ : نه ... من مطمعنم که تو مردی . خودم تو مراسم تشییع جنازت بودم
امکان نداره& : هوففف
نامجون حالت خوبه ؟
چرا باید مرده باشم ؟
یونگی بیا ببین این چش شدهیونگی رو دیدم که داشت به طرفم میومد
دستم رو به سمت چشمام بردم و فشار دادم تا از این کابوس وحشتناک بیدار شدم
این یه خوابه
اره
مطمئنم این یه خوابه
_ : چیشده باز؟
& : چمیدونم . بهم میگه که من مردم و تو مراسم تشعیع جنازم بوده او ازین چرت و پرتا
_ : نامجون تو رییس بخش موادی نکنه اشتباهی چیزی زدی؟
فریاد زدم و گفتم : نه لعنتیااا . این همش یه خوابه. باید خواب باشه
به اون وو نگاه کردم
+ : من مطمئنم که تو مرده بودی . امکان نداره که زنده باشی
اون وو به سمتم اومد و شونم رو گرفت و به پایین نگاه کرد
& : اه .. نامجون.. بنظرم خیلی کار بهت فشار اورده
نظرت چیه بری مرخصی !؟فاصله ای تا دیوونه شدن نداشتم . دستم رو گذاشتم رو دستش تا از رو شونم برش دارم ولی محکم تر شونم رو گرفت
هر چی تلاش میکردم نمیتونستم دستش رو تکون بدم
& : حالا که دوباره فکر میکنم...داری درست میگی نامجونا...من مردم...واینکه تو منو کشتی ...اره؟
سرش رو بالا اورد و من با وحشتناک ترین صحنه زندگیم مواجه شدم
صورتش غرق در خون بود و یک لبخند بزرگ روی صورتش بود چشماش تماما سیاه بود و ذره ای سفیدی درش دیده نمیشد
سرم رو بالا اوردم تا از یونگی بخوام تا منو از این کابوس وحشتناک نجات بده .
ولی به جای یونگی شخصی رو دیدم که باعث شد بیشتر بترسم .
اون...
خودم بودم
داشتم با یک لبخند زشت و کریه به صورت خونی اون وو نگاه میکردم

ŞİMDİ OKUDUĞUN
The Devil's Soul
Hayran Kurguکاپل اصلی : نامجین کاپل فرعی : سپ ( یونگی و جیهوپ)، ویکوک ژانر : جنایی، اکشن، ماورالطبیعی، اسمات خلاصه: کیم نامجون یه افسر ارشد در سازمان اف بی آی هست که به دلیل اینکه در یکی از عملیات هاش در برابر کیم تهیونگ شکست خورده از مقامش کناره گیری میکنه کی...