part15

180 44 24
                                    

بروس نفس عمیقی کشید!
هنوز تو بهت اتفاقی بود که داشت میوفتاد.
چشمش رو به شخص مقابلش که درست شبیه به خودش بود دوخت.
حتی نوع نگاهش هم شبیه خودش بود:)
ینی یه بروس بنر دیگه؟
لبخندی به فکر هاش زد و بلند شد؛
لباسش رو تکوند و گفت:هی...من بروس بنر هستم!
مرد مقابلش بعد چند ثانیه سکوت پوزخندی زد و گفت:مارک روفالو!(داشت مسخرش میکرد)
بروس لحظه ای به کلینت یا بهتر بود میگفت یه ورژن دیگه از کلینت که کت شلوار گل گلی پوشیده بود نگاه کرد.
بیشتر شبیه یه مافیا بود تا یه قهرمان(نگاه استیل گنگو)
مارک به جرمی نگاه کرد و گفت :چرا شبیه بچه دو ساله رفتار میکنی؟
جرمی یه نگاه خشمگین بهش انداخت و گفت:اون شبیه توعه...!
وقتی بروس دید مارک و کلینت (جرمی)دارن بحث میکنن با صدای بلندی گفت:هی هی هی ببینید ....میدونم ممکنه گیج شده باشید اما .... توضیحاتی وجود داره...
حرف بروس با صدای بلند همسورث قطع شد:چه فاکی داره اتفاق میوفته؟؟

بروس به صحنه رو به روش خیره شد.

ناتاشا تو حالت آماده باش قرار داشت و یه مرد با یه لبخند پر اعتماد به نفس جلوش بود.
ورژن دیگه‌ی تونی!
ثور به کسی که داشت بلند بلند حرف میزد نگاه میکرد(همسورث)که نسخه دیگه از خودش بود.
ورژن بلوند ناتاشا رو زمین نشسته بود و داشت مردی زخمی که کنارش بود رو نگاه میکرد.
کپتن داشت از جاش بلند میشد.
و راکت داشت با فحش به سمتشون میومد ‌.

یه کابوس واقعی
حتی تو خواب هاشم همچین چیزی رو نمیدید!
دیوانه بار و گیج کننده.

نفس عمیقی کشید و سعی کرد هالک رو که میخواست بیرون بیاد رو کنترل کنه.
هه
هالک احمق!
زمانی که بهش نیاز بود نیومد
سرشو تکون داد و از فکر هالک بیرون اومد.

بروس به مرد زخمی نگاه کرد.   
صورتش کاملا بی رنگ شده بود.
معلوم بود خون زیادی از دست داده .
بروس با سرعت زیاد و بدون اینکه حتی به کسی فکر کنه به سمت مرد رفت.
به هر حال بروس یه دکتر بود.
وقتی بالای سر مرد رسید یه نگاه به صورتش کرد و فهمید که یه ورژن دیگه از استیو راجرزه، که اونم لباسایی شبیه یه مافیا پوشیده بود.
کت نسکافه ای براق:)
بدون توجه به نسخه دیگه ای از ناتاشا ؛یا خود کپ که داشت نگاهش میکرد دستشو زیر گردن مرد گذاشت تا نبضشو چک کنه.

بعد سی ثانیه چشماش لرزید و بلند داد زد :داره میمیره!

همه تو اتاق به بروس نگاه کردن
تو نگاه تمام ورژن ها ترس بود
حتما این مرد باید براشون خیلی عزیز باشه....

ورژن دیگه ناتاشا داد زد :منظورت چیه که داره میمیره...؟ بعد رو به بقیه کرد و انگار تازه از هر کدوم از افراد که تو اتاق بودن،یه نسخه دیگه دیده بود،
وات د فاکی زیر لب زمزمه کرد و با صدای بلند گفت:چه اتفاقی داره میوفته؟

بروس به همه که خشکشون زده بود نگاه کرد و داد زد بس کنید!
بعد از نجات این مرد بهتون میگم چه اتفاقی افتاده!

گروه خونیش چیه کسی میدونه؟
باید بهش خون وصل کنیم
ناتاشا برو دستگاه های اتاق پزشکی رو روشن کن
لوازم رو چک کن ببین استریل باشه!
ناتاشا نگاه معنی داری به بروس انداخت.
بروس خواهش آمیز به ناتاشا نگاه کرد و گفت:لطفا نت!
رو به نسخه دیگه ناتاشا کرد و پرسید:گروه خونیش!گروه خونیش چیه؟
ورژن ها که از حرف های بروس خشکشون زده بود تو سکوت به هم نگاه میکردن...
بروس داد زد وقت نداریم مشخص کنیم که گروه خونیش چیه
کسی میدونه؟
به ورژن دیگه ناتاشا نگاه کرد...
اگه اون واقعا یه نسخه از ناتاشا بود مطمئنا همه چیز رو میدونست
اسکارلت با بهت به کریس نگاه کرد و بعد چند ثانیه رو به مرد(بروس)گفت : o- (او منفی)

بروس سری تکون داد و گفت :کسی بینتون هست که گروه خونیش مطابقت داشته باشه؟
همه ورژن ها سکوت کرده بودن به جز ورژن ناتاشا
اسکارلت:نه ....فقط...فقط کریس او منفیه...!

پس اسم این ورژن از استیو راجرز، کریس بود...

_______________________________________
یاح یاح یاح
بالاخره
بچه ها یه بوک فان مارولی هم پابلیش کردم خوشحال میشم بهش سر بزنید:)

You've reached the end of published parts.

⏰ Last updated: Aug 12, 2022 ⏰

Add this story to your Library to get notified about new parts!

𝙄𝙣𝙩𝙤 𝙏𝙝𝙚 𝙒𝙤𝙧𝙡𝙙 𝙊𝙛 𝙈𝘾𝙐Where stories live. Discover now