❌❌ اگه با اسمات مشکل دارین نخونین!❌❌
+کریس .... چیکار میکنی!
کریس با گذاشتن دستش کنار سر ییشنگ جلوی بلند شدنش رو گرفت و پسر رو روی تخت تحت محاصره خودش در آورد
×بهم اعتماد کن .... خب؟
ییشنگ حرفی نزد و اشتیاقش بود که جلوی حرف زدنش رو میگرفت ، کریس بی معتلی با پوزخندی که به لب داشت روی زانو هاش ایستاد ، کت و بلوز یقه دار سفیدش رو طی چند ثانیه در آورد ، کف اتاق پرتشون کرد و به موقعیت قبلیش برگشت
دیدن ییشنگ از این زوایه بدون هیچ لباسی به راحتی کریس رو به مرز جنون میکشید و مرد رو برای چیشدن دوباره طعم بی نظیر لبا های پسر حریصتر میکرد
هماهنگی پوست شیری رنگ و موهای مشکی چطریش با صورت متعجب و ترسیدش ترکیب جذابی رو چیده بود
اون فکرای کثیف و شهوت انگیزی که توی ذهنش برای ییشنگ داشت یک ثانیه از ذهنش جدا نمیشد
میخواست صورتش رو وقتی لمس میشه ببینه میخواست بودن داخل اون پسر رو حس کنه! ییشنگ حتی فکرشم نمیکرد منظره زیر لباسای بادیگاردش اینقدر هات و سکسی باشه و ناخواسته دستاش سمت مرد حرکت کرد اما قبل ازاینکه دستاش برجستگی های شکم کریس رو لمس کنه ، دست هاش بین انگشتای کریس قفل و بالای سرش گرفته شد
بیشتر به طرف رئیسش خم شد و بوسه اولش رو آروم روی سیب گلوی ییشنگ گذاشت ، به آرومی لباش رو بالاتر برد و به لبای پفکی رو به روش چسبوند ، با حرکت لباش و بوسه های آرومش ، ییشنگ رو وادار به همراهی کرد طوری که ییشنگ نمیتونست لبا های کریس رو پس بزنه پس توی رام کردن این پسر موفق بوده!
ییشنگ چشماش رو روی هم گذاشت و همراهی خودش رو تو کیسی که در حال رخ دادن بود به نمایش گذاشت
کریس با اعتماد به حسش دستای ییشنگ رو رها کرد و ییشنگ به محض رها شدن دستاش اون هارو دور گردن بادیگارد حلقه کرد و خودش رو بالا به سمت لبای کریس کشید ، اعترافش سخت بود اما وقتی اون جسم سخت و سفت رو بین پاهاش لمس کرد
حس عجیب دیگه ای به سمت پایین تنش حجوم برد
حسی که نیاز به تخلیه داشت و هر لحظه باعث درد کشیدنش میشد ، شنیدن ناله های مابین بوسه ییشنگ توی لبای کریس ، وو ییفن رو دیوونه میکرد باورش نمیشد بالاخره به خواستش رسیده و اون پسر الان تو بغلشه
دستاش مثل مار دور بدن و کمر لخت ییشنگ پیچیده و باز میشد و ریز به ریز بدنش رو لمس میکرد ، تحریک شدن ییشنگ نشونه موفقیت بی نظیر کریس تو کارش بود ، دستاش رو پایینتر فرستاد دکمه شلوار جین پسر زیری رو باز و پاهاش رو از اون حفاظ تنگ جدا کرد همزمان لباش رو روی گردن ییشنگ برد و شروع به مهر کردن لاو مارک هاش روی بدن پسر شد
ییشنگ با هر حرکت کریس نفس سنگینی میکشید و محکم موهای بادیگاردش رو توی دستاش فشار میداد کریس وحشیانه و بدون کنترل دستاش رو رو باسن رئیسش گذاشت و اون گوشتای نرم رو چنگ گرفت به خودش جرعت داد و این بار داخل لباس زیر پسر رو لمس کرد
YOU ARE READING
༄ Black Love
Fanfiction᯽ Couple : Krislay ༄ Genre : BDSM , angest , smut داستان عشق سیاه! عشق ممنوع بین بادیگارد و رئیسش! بادیگاردی که مخفیانه به کسی ک مامور محافظتش شده حس پیدا میکنه و توی شب عروسی رئیسش فکر انتقام به سرش میزنه .... اون دختر باید بمیره .....
