p11 . soo jong?

227 53 11
                                        

بعد اون غذای خوشمزه ای که سوهو براشون پخته بود و یه دور همی کوچیک بین هم ، کریس چیزی که تازه چند ساعت بود بهش فکر میکرد و با ییشنگ در میون گذاشت
باید نظر اونم میپرسید و ییشنگ چرا باید با این پیشنهاد مخالفت میکرد؟

چند روز تنها با عشقش یه مسافرت رمانتیک دور از پکن ،
چشماش مثل الماس برق زد و خنده نخودی کرد
+چرا فکر کردی مخالفت میکنم؟ تازه قراره کلی خرج دستت بندازم!

کریس خندید و دستای کوچیک ییشنگ رو گرفت
×من هرچی که دارم مال توعه .... مخصوصا این

دستای معشوقشو به قفسه سینش چسبوند و قلبش رو نشونه رفت ، ییشنگ میتونست به راحتی ضربان قلب کریس رو که حالا تند شده بود رو حس کنه و این یکم نگرانش میکرد

+کریس هیجان برات خوب نیست تو هنوز خوب نشدی!
عاا باید پیش پدر جونمیون تحت نظر باشی!

کریس از نگرانی ییشنگ قند تو دلش آب میشد ، وقتی اینطوری با اون چشمای نگران نگاش میکرد و حرف میزد ،
محکم پسرو توی بغلش کشید و مثل یه عروسک خرسی فشارش داد ، از صمیم قلب خوشحال بود که ییشنگ کنارشه

×وقتی اینطوری حرف میزنی دیگه قلبی برام نمیمونه که بخواد مریضم کنه

+یااا کریس وو .... تو خیلی رمانتیک شدی

بکهیون که همه جا در هر حال اون دونفر رو دنبال میکرد از دیدن این صحنه های رمانتیک بیش از حد ذوق زده میشد اخه این موقعیتا زیاد پیش نمیومد که دو نفرو در حال لاو ترکوندن گیر بندازی

سهون که از اون اطراف میگذشت چشماش به بکهیونی افتاد که همچنان در حال دید زدن کریس و ییشنگه
نچ نچی کرد و اروم شونه بکهیون رو زد
-بیون بکهیون تو نمیخوای دست از سرشون برداری بزاری راحت باشن؟!

بکهیون از ترس اینکه چانیول مچشو گرفته برگشت و با دیدن سهون اخم غلیضی کرد
*اهههه عوضی ترسیدم! اصلا به تو چه! نه ول نمیکنم!
حتی موقع سکس! مطمعن باش اونجام حضور دارم!!

•فک نکنم بهت اجازه همچین کاریو بدم پاپی هیون

تنها کسی که میتونست بکهیون رو پاپی صدا بزنه فقط چانیول بود ، سهون از گند جدیدی که بکهیون زده بود ریز خندید و با گفتن این جمله صحنه رو ترک کرد
-جونمیون میگفت زیاد حرف میزنی ولی فک نمیکردم در این حد باشه!

بکهیون بی توجه به تیکه سهون دنبال راهی برای فرار میگشت ، یه حرفی که چانیول رو قانع کنه
*عاامم چیزهههه یول میگممم من داشتم شوخی میکردم منظوری نداشتماا

چانیول قدم به قدم به پاپی شیطونش نزدیکتر شد
•همم؟ شوخی؟ اره از این شوخیا زیاد میکنی

سرو صدای اونا باعث شد خلوت شیرین کریس و ییشنگ بهم بخوره ، ییشنگ با کج خلقی اهی کشید و همونطور که دستاش رو شونه های کریس بود سرشو به طرف صدا چرخوند

༄ Black LoveStories to obsess over. Discover now