**دوسال بعد**
* لیا
از تاريکي و سر و صدا هيچي و هيچ کس قابل تشخيص نبود. فقط گاهي به خاطر فلاشرها ميشد جمعيتي که داشتن ميرقصيدن و ديد. فضاي بزرگي بود ولي به خاطر شلوغی زياد، با هر قدم مي خوردي به يه نفر.
اوووف... بوي تند الکل و ادکلنهاي گروني که باهم قاطي شده بودن و ديگه نگو. حرارتي که اون وسط بود هر کسي رو مست ميکرد.
منم انقدر دور خودم چرخيده بودم که سرم دیگه داشت گيج ميرفت. تا اینکه با ويبره ساعتم متوجه شدم که گوشيم داره زنگ ميخوره.
به زور خودم رو کشيدم يه گوشه و سريع اساماس سارا رو باز کردم.
"اتاق 114... سرش رو گرم کن تا جسی خودش رو برسونه"
يه دفعه خندم گرفت. چقدر کنه است اين دختر. این سومین قراره که امشب جور کرده.
نگاهي به اطرافم انداختم. واقعا دلم نميخواست از اينجا برم. اَلن که پشت بار ايستاده بود از دور متوجه اومدن من شد. سريع رفت تا کت و کيفم رو برام بياره.
همين طور که منتظر بودم متوجه کناريم شدم. يه پسر جوون بود. قيافهاش خارجي میزد. داشتم سر تا پاش رو اسکن میکردم که دیدم ليوانش رو پر کرد.
از حرکتهاي بيحالش معلوم بود خیلی مسته. تا رفت پیکش رو برداره سريع قاپيدمش و يه نفس سر کشيدم.
سرش رو به زور کج کرد و فقط نگاه بيحالي بهم انداخت. با يه چشمک ليوان رو گذاشتم روي ميز و کيف و کتم رو از اَلن گرفتم.
يهو ديدم از جاش بلند شد. کيف پولش رو دراورد و جلو چشماي خيرهي من يه اسکناس درشت انداخت روي ميز.
همين طوري که تک سيگار خاموشم رو طبق عادت ميزاشتم روي لبام، چشمام روی اسکانسهای خوشگل توی کیفش قفل شد.
دیدم که کيف پولش رو به زور بست و گذاشت توي جيب پشت شلوارش و بدون اينکه منتظر بقيه پولش بشه برگشت که بره. يهو فکري که زده بود به سرم رو عملی کردم.
تا حرکت کرد، از قصد اومدم عقب و چرخيدم طرفش. همین باعث شد محکم برم تو بغلش. با کلی عشوه و ناز گفتم:
ESTÁS LEYENDO
Whore 2 | فاحشه ۲
Fanficحالا من صدایِ خنده هاتو از کجا بیارم وقتی دلم تنگ میشه؟ .............................................. بازی بین جونگ کوک و جی و دیانا و جین شوخی شوخی تموم شد ولی یه دختر جدی جدی مُرد. حالا جونگ کوک و جین بعد 2 سال برمیگردن امریکا، بدون اینکه بدونن س...