هایییی لاولیاااا (♥ω♥*)
بریم پارت ۸ رو شروع کنیییممم ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
وقتی صدایی رو از پشت سر میشنوه ، با لبخند روی صورتش بر میگرده .
ولی وقتی نگاهش به چیزی که رو به رو شه میوفته ، لبخندش می ماسه .اونجا ، وسط بیشه ، بی شک مینهو ایستاده اما تفاوتی هست !
از وقتی که به اینجا اومده ، همیشه براش عجیب بوده که واقعا چرا روستایی ها اون رو به شکل یه هیولا میبینن ؟
ولی الان جیسونگ فکر میکنه اگر فقط هر چیزی جز این صداش میکردن جای تعجب داشت .لینو فقط یک متر اون طرف تر ایستاده ، ماسک قهوه ای همچنان جلو دیده شدن صورتش رو گرفته و یه چاقو ی سنگی تو دستشه .
ولی از همه بد تر اینه که تمام قسمت های باریک بدنش قرمز از خونه .
اون با عجله رفته بود ، جیسونگ رو اونجا جا گذاشته بود تا کسی از دهکده اش رو بکشه ، کسی که جیسونگ به احتمال زیاد میشناختش .
فقط میتونه دعا کنه که برادرش نبوده باشه !اروم به سمتش قدم بر میداره و پسر هنوز کنار رودخونه نشسته . نمیتونه بدنش رو تکون بده ، چشم هاش درشت شده و یکبار دیگه میترسه ازش ، میترسه از اینکه چه کار هایی ازش بر میاد .
اما مینهو فقط کنارش میشینه ، ماسکش رو در میاره و شروع میکنه به تمیز کردن خودش تو اب رودخونه .
جیسونگ به ارومی سر بر میگردونه ، با چشم هاش خونی رو دنبال میکنه که از بدن پسر بزرگ تر شسته میشه و به مرور تو جریان اب محو میشه .
- راه برگشت رو پیدا کردی ،
مینهو میگه ولی جیسونگ زیادی دور از این فضاست که جواب بده . فقط سری تکون میده و بعد از اونجا بلند میشه . اون یکی با نگاهش دنبالش میکنه ، سر درگمی تو چهره اش مشخصه .
- چیه ؟!
یک قدم به سمت جیسونگ میاد ، اما پسر دستش رو بالا میاره تا نشون بده میخواد فاصله رو حفظ کنه و به تکون دادن سرش ادامه میده .
- جیسونگ ؟
+ من ...
زبونش بند میاد ، چند قدم دیگه ازش فاصله میگیره .
+ میخوام فکر کنم . دنبالم نیا !
قبل از اینکه اون جوابی بده ، بر میگرده و به سمت انبوه درخت ها میدوئه .
جیسونگ برای یک یا دو دقیقه به دوئیدن ادامه میده و بعد وایمیسه و به درختی تکیه میده . میذاره اهی از دهنش خارج بشه .
به اسمون بالای سرش نگاه میکنه . هوا همین الانش هم تاریک شده و جیسونگ میتونه اولین ستاره ای که پدیدار شده رو ببینه .
توی دهکده چی میشد بتونن ستاره ها رو ببینن ؟
در واقع اونجا زیادی پر نور بود .

VOUS LISEZ
🍃◎𝕲𝖔𝖉 𝖔𝖋 𝖙𝖍𝖊 𝖋𝖔𝖗𝖊𝖘𝖙✿**
FanfictionCouple : MinSung Genre : Supernatural . Fantasy . Romance . Fluff . Angst . AU . Smut کامل شده√√ لاولیای لی لی امیدوارم از بوک خوشتون بیاد و لطفا حمایت یادتون نره 🤗☺