با آبی که روش ریخته شد
بهوش اومد و نفس نفس میزد
ضربان قلبشو تو دهانش حس میکرد
به دور و برش نگاهی انداخت
تو انباری نمور و وسیده و آشنایی بود
بوی نم میومد و انقدری بوش بد بود که صورتش جمع شد
هیچ چیز درست یادش نمیومد
تا اینکه در باز شد و جی وارد اون انباری شد
همه چیز عین پتک تو سرش کوبیده شد
بیرون انداخته شدنش توسط عشقش
خوابیدن تو خیابون و خیس شدن زیر بارون با یک لباس نازک
و در آخر سر رسیدن جی و دزدیدنش
جی: اهم از زمین به کیم
پوکر نگاش کرد
جی: خب؟ چرا شبو تو خیابون خوابیدی کیم کوچولو؟(سومین کیمه:)
ته: به تو ربطی نداره حرومی
جی: اوه ببخشید یادم نبود که میدونستم فقط خواستم یاداوری کنم که کوکیت انداختت بیرون...
ته: بس کن
جی: چرا؟ اذیت میشی؟
ته: میگم خفه شو
جی: چیشد که از فاقتمون به اینجا رسیدیم! ما دوستای خیلی خوبی بودیم حتی خیلیا میگفتن ما بیشتر از دوتا دوستیم، درسته تو به برادرم اعتراف کردی یادته؟ جیسون اون 3 سال کوچیکتر از تو بود و احساساتش کودکانه بود اما عشقش حقیقی بود تا ازدواجتون هم تو ذهنش پیشرفته بود اما تو چیکار کردی؟ ولش کردی و دحساساتشو زیر پاهات خرد کردی بدون هیچ توضیحی رفتی اون دوبار خودکشی کرد
تو باهاش بیرحم بودی،چرا؟ مگه چیکار کرده بود؟
ته: من چند ماه بعد آشناییمون از یکی یه پیامی گرفتم
که منو تحدید کرد اون گفت جون جیسون رو میگیره
اگه باهاش بهم نزنم میکشتش جلوی من و تو سلاخیش میکردن
جی:چی داری میگی؟ چرا داستان سرهم میکنی؟
ته: به جون کوکیم راستشو میگم تحدیدم کردن
اون عشق بچگیم بود چرا باید ولش میکردم جی؟ من دوستیمونم دوست داشتم چرا باید برای یه کات کردن دوستیمونم خراب میکردم؟ تو حتی نمیزاشتی من توضیح بدم
جی: باورم نمیشه انقد کصشر میگی چطور روت میشه جون اون بچه روهم قسم بخوری؟
ته: قسم خوردم چون حقیقت داشت چون برام جونش عزیزه اصن تو چی تو که میخواستی بهش تجاوز کنی فیلمشو برام بفرستی الان چیشده که نگرانشی؟
جی: یکم که به کارات فکر کردم دیدم واقعا حق با اون بچس تو واقعا گول جیمینو خوردی؟
ته: واقعا نمیدونم چرا نمیفهمید من تو حال خودم نبودم
دوباره در انباری باز شد و....
______________________
هوسوک کوک رو برد تا اتاق تهیونگو نشونش بده
اما همه وسایل تهیونگ اونجا بود
از کیف پول و گوشی تا دفتر لیریک هاش
و اینکه تهیونگ چرا اینارو نبرده معلوم بود
چون خیلی ناگهانی از خوابگاه به بیرون انداختنش
YOU ARE READING
Love or Betrayal?
Fanfictionبی تی اس گروهی دارای 7 عضو پسر بدون هیچ قانونی درون یک خوابگاه زندگی میکنن اونا زیر نظر کمپانی هایب هستن ولی کمپانی قانونی داره که ازشون حمایت میکنه اونا میتونن به عنوان هر چیزی کام اوت کنن و طرفدارهاشون ارمی ازشون حمایت کنه اونا همه به عنوان 7 پسر...
