Part.7 !شخصیت مخفی پیدا شد

352 75 31
                                    

زمان حال

جیسونگ بعد از گرفتن حکم بازرسی به ديوار روبه‌روی اتاق بازجویی تکیه داد و با انگشت ضربات کندی به پشت دست دیگرش کوبید.
لب پایینش رو زیر دندون‌هاش به بازی گرفت و اونقدر به در خیره شد تا بالاخره باز شد.
تکیه‌اش رو از دیوار گرفت و سریع جلو رفت.

- افسر لی.

وقتی مینهو یک دستش رو بالا گرفت و مانع حرفش شد توجه مرد تازه به فلیکس جلب شد.
خب باید سکوت می‌کرد تا بدون اطلاع کسی بتونن برای بازرسی ساختمون برن.

مینهو به سمت نویسنده جوان چرخید و گفت.

- خیلی ممنون بابت همکاریتون جناب لی. میتونید تشریف ببرید.
- روز خوبی داشته باشید افسر لی.

فلیکس جلوتر رفت و کنار رفیقش ایستاد. به نظر می رسید حرفی برای گفتن داره‌. سعی کرد اولین کلمه رو بگه بلکه کلمات بعدی از زبونش جاری بشن اما موفق نشد.

جیسونگ هم فقط نگاهش کرد و حرفی نزد. می‌ترسید. از شنیدن حقایق خیلی بیشتر از اونچه که تصور می‌کرد می‌ترسید.

حدود نیم ساعت بعد، جیسونگ و مینهو به همراه تعدادی نیروی پشتیبانی برای بازرسی کل ساختمون اعزام شده بودن.
با ورودشون به ساختمون نگهبان جدیدی که خیلی زودتر از انتظار استخدام شده بود، با ترس و لرز جلو اومد.

- مشکلی پیش اومده جناب؟

جیسونگ حکم بازرسی رو نشون داد و نگاهش رو در لابی چرخوند.

- افسر هان جیسونگ هستم، ایشون هم افسر لی مینهو. حکم بازرسی داریم. لطفاً همکاری کنید و به سوال‌های افسر لی پاسخ بدید.

بعد از ردیف کردن کلماتش، از مرد نگهبان دور شد و مسئولیت پرسش از اون رو به مینهو سپرد.

با قدم‌های سریع خودش رو به آسانسور رسوند و به طبقه‌ی واحد چانگبین رفت.
درب بسته‌ی خونه رو با وارد کردن رمز باز کرد و از پنجره‌ی آشپزخونه نگاهی به بیرون انداخت.
کسی باید اونجا می‌بود؟ امکان داشت قبل از اومدنشون به ساختمون، تغییری در شرایط رخ داده باشه؟

از خونه خارج شد و نگاهی به واحد رو‌به‌رو انداخت.
جلو رفت و چندبار درب رو کوبید.

کسی برای باز کردن در نیومد و به تردید‌های افسر دامن زده شد.
بعد از چندبار کوبیدن درب و اعلام اینکه پلیس پشت درب منتظره، هنوز هم کسی برای باز کردن درب خونه نیومده بود.
واحد خالی بود؟ یا ‌صاحبش خونه نبود؟

فوراً پیش مینهو برگشت. دست‌هاش رو به کمرش تکیه زد. و بدون اینکه نگاهی به چشم‌های مرد بندازه گفت.

- واحد رو‌به‌روی خونه‌ی چانگبین خالیه؟ میشه درموردش از مدیر ساختمون پرس‌وجو کنی؟

مینهو هم همونطور که با نگاهش نیروی‌های درحال تجسس‌ رو دنبال می‌کرد جواب داد.

BFF(minsung) Место, где живут истории. Откройте их для себя