part.16 !شخصیت‌مخفی در تست‌ها

132 23 20
                                    

زمان حال

مینهو که تا اون لحظه با دقت به صحبت‌های‌ افسر هان گوش می‌داد نفس عمیقی کشید و دست‌هاش رو‌ به هم مالید.

- خیلی خب‌ جیسونگ اگر یه بار عاقلانه رفتار کرده باشی همین امشب بوده. نباید سرخود کاری بکنی.

جیسونگ با چهره‌ای که ناگهان پوکر‌ شده بود در سکوت به حرف‌های مرد بزرگتر گوش‌ می‌داد. یعنی اگر اون شب از نظر افسر لی عاقلانه رفتار کرده بود واقعاً نمیدونست دیگه چه تصوراتی ازش‌ در ذهن مینهو شکل گرفته.

- جیسونگ ما میتونیم قدم به قدم پیش بریم، اول از همه این تست دی‌ان‌ای که باید انجام بشه تا مشخص بشه هیونجین واقعاً لی یونگمین هست یا نه و دومی...

جیسونگ بالاخره به حرف اومد و آرنج‌هاش رو به زانوهاش تکیه داد.

- افسر اوم گفت ممکنه بتونن بین مدارک اثری از دی‌ان‌ای قاتل پیدا کنن ولی هیچ تضمینی بابتش نیست. یعنی ممکنه کارمون سخت‌تر بشه مگر اینکه شانس‌ بهمون کمک کنه.

- خب تا قبل از اینکه تایید بشه هوانگ هیونجین واقعاً برادر فلیکس هست یا نه نمیشه برچسب قاتل زنجیره‌ای بودن بهش زد. پس بیا فعلاً با چنین فرضیه‌ای‌ پیش نریم.

جیسونگ به تایید حرف مرد بزرگتر سر تکون داد و نگاهش رو‌ به میز چوبی مقابلش دوخت.
نگاه کوتاهی به اطراف انداخت اما مغزش اصلاً قابلیت پردازش ظاهر خونه‌ی مینهو رو نداشت پس سرش رو د‌وباره پایین‌ انداخت.

- مشکل اصلی من اون افسر بازنشسته‌ است مینهو. اون مرد دروغگو موضوع خیلی مهمی رو مخفی کرد و این مشکل ایجاد می‌کنه. اگر چیزای دیگه‌ای هم وجود داشته‌ باشه که از ما پنهون کرده چی؟

مینهو هم به همین مسئله فکر کرده بود، افسر هان حق داشت و اون مرد با وجود اینکه راهنماییشون کرده بود زیاد قابل اعتماد نبود. نمی‌تونستن بسته به حرف‌هاش قدمی بردارن و بابت هر شکی که در دلشون ايجاد می‌شد حتماً باید مدرک معتبری پیدا می‌کردن.

- یه مدرکی پیدا کرده بودی که ضمیمه‌ی پرونده شد. یه کش‌مو بود درسته؟ اون کش موی مشکی رنگ رو نگه داشتم بین مدارک.

جیسونگ به یاد کش‌موی‌ مشکی رنگی که داخل ماشین چان پیدا کرده بود افتاد و ذهنش ناگهان مشغول پردازش چیزهای بیشتری شد. تا اون لحظه هیچوقت فکر نکرده بود چرا کش‌مو توی ماشین بوده و چه کسی اونجا حضور داشته، ولی حالا می‌تونست به شک‌هایی در ذهنش شکل می‌گرفت تلنگر بزنه.

- میتونیم یه تست دی‌ان‌ای دیگه هم انجام بدیم؟

مینهو خیره به چشم‌های خسته‌ی افسر هان سر تکون داد و متوجه شد چه چیزی در ذهن مرد می‌گذره. اگر این هم اثبات می‌شد همه چیز خیلی بیشتر درهم می‌پیچید. اگر کسی به جز فلیکس و چان به خونه‌ی چانگبین رفته و قصد جونش رو‌ کرده بود، پس هردوی اونها از قتل سئو چانگبین رد اتهام می‌شدن.

BFF(minsung) Where stories live. Discover now