پلکهاش رو روی هم فشرد و موبایل رو پایین آورد. پوزخندی روی لبهاش نشست و کمکم صدای خندهاش بالا گرفت.
سرش رو به طرفین تکون داد و موهاش روی صورتش پخش شد، افسر اوم که متعجب و نگران بود با اخمهای درهم کمی جلو رفت و سعی کرد به چهرهی مرد جوان نگاهی بندازه که با شنیدن زمزمه و حرف زدن مرد با خودش، کمی تردید کرد.- نمیتونم به صحنهی جرم دست بزنم، باید از اینجا برم.
- افسر هان خوبید؟
جیسونگ چرخید به سمت افسر بزرگتر و محکم خندید. دستش رو مثل حلقهای در هوا چرخوند تا چرخش دنیای اطرافش رو نشون بده.
- زمین واقعاً تند میچرخه سونبهنیم. این منو دیوونه میکنه، دیوونه شدم ذاتاً.
و بعد همونطور که خندان به سمت ماشینش میدوید گفت.
- با پایگاه ما تماس بگیرید تا برای تست به خانوادهی مقتول خبر بدیم.
سوار شد و خیلی سریع به راه افتاد. از اونجایی که هیچ راهی برای مهار این خشم سراغ نداشت با مینهو تماس گرفت اما مرد پاسخگو نبود.
پس اینبار با رئیس پایگاه تماس گرفت.- سلام قربان، آدرس خونهی لی مینهو رو برام میفرستید؟ ضروریه!
- دردسر درست نکن هان جیسونگ.
مرد بزرگتر تنها همین جمله رو گفت و تماس رو قطع کرد.
جیسونگ دور میدون چرخید و از خروجی سمت چپش خارج شد. حین تکون دادن سرش با حالتی عصبی، بازهم خندید و گفت.- دردسر درست نمیکنم. ولی اون عوضی رو بهخاطر جواب ندادن توی چنین موقعیت مهمی حتماً کتک میزنم.
به درک که مینهو علم غیب نداشت و درواقع نمیدونست چه اتفاقی افتاده که انقدر مهمه، وقتی جیسونگ بهش زنگ میزد باید جواب میداد.
برای دادن یه فرصت دیگه به مرد و نشکوندن دندونهاش بار دیگه تماس گرفت اما اینبار رسماً موبایل مرد خاموش بود.
خط ثابت خونهاش رو داشت! یه بار از اون خط باهاش تماس گرفته بود.چندبار پشت سر هم چراغ داد و بالاخره از مردی که به کندی حرکت میکرد راه گرفت تا جلوتر بیفته. بین تماسهای اخیرش گشت و بالاخره شمارهی آشنای خط ثابت خونهی افسر لی رو پیدا کرد.
بعد از دومین بوق تماس وصل شد و صدای مرد غریبهای در گوشش پیچید.
- الو؟
خیره به مسیر و اخمهاش در هم بود، نگاهی به شماره انداخت. ممکن بود اشتباه تماسگرفته باشه؟
- الو؟ با لی مینهو تماس گرفتم؟
- اوه، بله درسته، فقط الان مشغوله، چند لحظه صبر میکنید؟

YOU ARE READING
BFF(minsung)
Fanfictionسلام چاگیز من. خوبید؟ فیک : Best friends forever کاپل ها : مینسونگ، چانلیکس ژانر : جنایی، رومنس، اسمات خلاصه : اگر برادرت و بهترین دوستت مظنون به قتل باشن. حرف کدوم رو باور میکنی؟ مدارک چی رو ثابت میکنند؟ چرا چرا یه نفر باید انقدر راحت آدم بکشه؟ ج...