San
8:09 am. Sunday
به ارومی در سنگین فلزی رو هل داد و وارد شد.
اتاق به قدری تاریک بود که برای عادت کردن چشم هاش باید چند لحظه ای همونجا می ایستاد.
مسیرش رو صندلی پسر پیش گرفت و مقابلش ایستاد. چشم بند ظریفی روی چشم هاش بود.
روی گونه هاش رد خشک شده ی اشکی رو میدید که تو نور ماه ضعیفی که از پنجره ی بالای انبار میتابید، برق میزد.
چیزی که میدید.. خب نمیتونست خودش رو دور بزنه. دردناک بود.
برای اون پسر.. حس بدی داشت.
به ارومی چشم بند رو باز کرد و کمی عقب رفت. پسر بعد از چند بار پلک زدن نگاهش رو بالا اورد و به نگاه سان پیوند زد.
_سلام رفیق!
پسر با گیجی چند لحظه ای رو به سکوت گذروند و بعد زیر لب چیزی شبیه به سلام زمزمه کرد.
سان نفس عمیقی کشید.
خب..انتظار چیز بیشتری هم نداشت.
اما باید هرطوری که شده..اعتماد اون بچه رو جلب میکرد.
_من سانم. بابت اون ضربه..معذرت میخوام. بهرحال، دستور شیفو بود.
پسر نفس کالفه ای کشید.
_این..شیفو کیه؟
تک خندی ای کرد و روی صندلی مقابلش نشست. این پسر..واقعا بامزه بود.
_شیفو..رئیس ماست. درواقع..کسی که مارو بزرگ کرده.
_شما هیچکدوم..خانواده ای چیزی ندارین؟
پوزخندی گوشه ی لب هاش نشست رو کمی به پسر نزدیک تر شد که باعث شد بلافاصله خودش رو عقب بکشه و فاصله رو حفظ کنه که باعث بزرگتر شدن پوزخندش شد.
_اکثرا نه. اونهایی ام که کس کاری دارن..نبودنشون بهتر از بودنشونه.
مدتی مکث کرد. انگاری اطلاعاتی که گرفته بود رو پردازش میکرد. سرش رو پایین انداخت و نفس عمیقی کشید.
_لطفا..بزارید من برم..
_به اون هم میرسیم! اول..باید به یکسری چیزا جواب بدی.
_چی؟..
_خب، بیا از خانوادت شروع کنیم. چیشد که مردن؟
گیجی رو تو نگاه پسر میدید. اما به این اطلاعات نیاز داشت.
_توی اتیش سوزی.. وقتی برای سفر رفته بودیم ژاپن. من چیزی یادم نمیاد ولی..مادر بزرگم میگه وقتی پدر و مادرم توی پاساژ بودن یه انفجار باعث شد طبقه ی هشتم دچار آسیب جدی بشه.
اخم ریزی کرد. طبقه ی هشتم؟.. تونی چیزی در اینباره نگفته بود.
_ فقط.. طبقه ی هشتم آسیب دید؟
_اره. گفتن برای اتصالی برق بوده..
مدتی مکث کرد. اتصالی طبقه ی همکف چرا باید طبقه ی هشتم و منفجر کنه.. عجیب تر از همه، پلیس آتش نشانی چرا تاخیر داشتن؟؟
YOU ARE READING
Ocean
Actionلی مینهو دانش اموز بورسیه که تازه به سئول نقل مکان کرده و همکلاسی عجیب و غریبش نظرش رو جلب میکنه. چی میشه اگه همین همکلاسی زندگیش رو به کل از همون روز اول مدرسه تغییر بده؟.. _اوشن؟.. تا الان همچین اسمی رو توی آسیایی ها ندیده بود. شاید یه لقب بود؟.. ...
