11-I Need Some Celeries

3.8K 530 334
                                        

لیام چند بار به در دستشویی می‌کوبه : زین؟ خوبی؟

کلافه پوفی می‌کشم و داد می‌زنم : نه لی. یه هیولا اینجاس که داره من و بچه‌تو با هم می‌خوره. لیام. من توی دستشویی لااقل به پرایویسی احتیاج دارم. محض رضای خدا.

صدای خنده‌ی تریشا و لیام میاد. تریشا داد می‌زنه : لیام برات کرفس خریده زین. میل خودته که بیای بیرون یا نه.

سریع کارمو‌ می‌کنم و از دستشویی می‌پرم بیرون. لیام داره کتشو درمیاره و به تلویزیون نگاه می‌کنه : به خونه‌ی خودت خوش اومدی پینو. شنیدم که کرفس آوردی.

تریشا می‌خنده و لیام دستاشو باز می‌کنه از هم. بغلش می‌کنم و دماغمو به زیر گلوش می‌مالم. ریز می‌خنده و خودشو می‌کشه عقب : حرفای دکتر زین.

می‌کشم عقب و میرم توی آشپزخونه. دو تا ساقه‌ی بزرگ کرفسو برای خودم جدا می‌کنم و می‌شورمش. صدای پچ‌پچ تریشا و لیامو می‌شنوم ولی اهمیتی نمیدم.

اولین گازو به کرفس می‌زنم و به سینک تکیه میدم. هوم غلیظی می‌گم و از شدت خوشحالی پاهام شل میشه.

لیام اونجوری واکنش نشون نداد که من فکرشو می‌کردم. تریشا قراره چند وقت در میون از اون خونه‌ی روستاییش دل بکنه و بیاد اینجا پیشم. لیام امروز چهل و پنج دقیقه باهام تلفنی حرف زد و مطمئنم کرد که لباسای گشاد بهم میاد.

تریشا لپمو می‌کشه : بهتره تا اوضاعت خوبه بری و برای خودت لباسای گشاد بخری زین.

لیام دست می‌کنه توی جیبش و یه کاتالوگ درمیاره : این سایته مال بارداریه. خیلی چیزای نازی داره. یه سری خرت و پرت سفارش دادم که پس فردا میاد.

کاتالوگو از دستش نمی‌گیرم چون دارم کرفس می‌خورم. دستاشو دور کمرم حلقه می‌کنه و به توجه به دسته‌های کرفس که بینمونه حرف میزنه : من خیلی چیزا فهمیدم. این که. ببین. تو الان توی هفته‌ی چندمتی؟ باید از آخرین پریودت... وایسا ببینم. تو‌ پریود می‌شدی؟

سر تکون می‌دم و بی‌خیال به کرفس گاز می‌زنم. تریشا بهش توضیح میده که چه طوری و منم میگم که از وقتی اومدم توی خونه‌ش فقط دو تا دوره‌ی سه روزه بوده.

تریشا نگاهی بهم میندازه و همونطوری که گوجه‌ها رو خرد می‌کنه میگه : الان میشه هفته‌ی چهارمش فکر کنم.

شونه بالا میندازم. لیام دستاشو به هم می‌کوبه: توی هفته‌ی چهارم چیز میشه. وای. یادم رفت.

می‌خندم و نگاه می‌کنم که چقدر جدی داره تلاش میکنه یادش بیاد. کرفسا رو‌ می‌کشم کنار و دستمو میذارم روی گونه‌ش. می‌بوسمش سریع و دوباره مشغول کرفس خوردن میشم.

Entertainer [Z.M] (mpreg)Where stories live. Discover now