41-Two Oceans Apart

2.8K 438 60
                                        

Clean Bendit ft. Julia Michaels - I Miss You

هفته‌ی سی‌ام

چهار هفته‌س. دقیقا چهار هفته‌س که ندیدمش. در گلخونه رو پشت سرم می‌بندم و به لاله‌های قرمز تازه گل داده نگاه می‌کنم. نگاهی به ایندیانا که داره بلند می‌خنده می‌کنم. برمی‌گرده سمتم : زین! بیا اینجا. اینو یادته؟

حرکت کردن هر روز برام سخت‌تر می‌شه. به دکترم گفتم که دیگه توی فلوریدا نیستم و اونم آدرس یه مطب جدید بهم داد که بتونم راحت تزریقامو توش انجام بدم ولی بهم گفت برای زایمان باید پیشش باشم.

ایندیانا می‌فهمه نفسم بند اومده. دست می‌کشه پشتم و لبخند مهربونی تحویلم میده : اینو من و تو و تریشا اول که گلخونه رو ساخت کاشتیم. یادته؟ خیلی بچه نبودی.

به بن سای جلوم که حالا قد کشیده ولی هنوز خپله نگاه می‌کنم و می‌خندم : یادمه. چرا یه طوری صحبت می‌کنی انگار صد و بیست سالته؟

می‌خنده و شونه‌مو فشار میده : تو که این چند وقت انگار صد و بیست سالته واقعا.

با مسخره بازی به دو طرف نگاه می‌کنم و عرقو از پیشونی‌م کنار می‌زنم : یعنی می‌گی لو رفتم؟

سر تکون میده و موهامو به هم می‌ریزه : کل کارگرای گلخونه میدونن چه خبره زین. کسی چیزی بهشون نگفته ولی حدسش خیلی راحته. زوجی که تریشا همیشه پزشو می‌داد حالا بینشون خراب شده. انگار از اول همه‌ش یه مشت خونه‌ی کاغذی بوده.

به خیلی جلوتر نگاه می‌کنم. رزای سفید و قرمز با نظم کنار همن. پشتش زنبقه و پشت‌ترش گلایین که اسماشونو یادم رفته و شک دارم شیپوری‌ان یا نه. وقتی می‌بینم منتظر جوابه لبامو خیس می‌کنم : شاید همه‌ش بوده ایندیانا.

دستشو روی خط گونه‌م می‌کشه و یواش خودشو بین من و بن‌سای جلوم جا میده : اگه همه‌ش خیال بوده چرا ناراحتی زین؟

چشمامو می‌چرخونم. درسته که دخترا نسبت به پسرای هم‌سنشون خیلی بیشتر می‌فهمن و تیزترن. اینم درسته که دوران بچگی‌ت با هر کی دوست باشی شبیهش می‌شی.

دستاشو روی شکمم می‌ذاره : تو هنوز برای این بچه ذوق داری زین. هنوزم مطمئنا وقتی به روزی که قراره به دنیا بیاد فکر می‌کنی به اومدن لیامم فکر می‌کنی. نمی‌کنی؟

دست می‌کشم به صورتم. کلافه آهی می‌کشم که می‌خنده و لپمو می‌کشه : خسته‌ شدی مامان کوچولو؟

لبامو به هم فشار میدم و با حرص میگم : چرا وانمود می‌کنی ازم بزرگتری؟

دو بار به سرم می‌کوبه : چون سن اینجا رو می‌بینم. الان تو از بچه‌تم بچه‌تری.

پوفی می‌کشم. دستامو می‌گیره : اوخ اوخ. ببین چه بلایی سر دستای استخونیت اومده. نگاهشون کن. چقد کیوت شدن.

Entertainer [Z.M] (mpreg)Donde viven las historias. Descúbrelo ahora