۱۶

4.2K 1.1K 62
                                        

Bbh has been offline
Pcy:بیبی
Pcy:من دلم برات تنگ شده
Pcy:و تو همیشه آفلاینی
Pcy:و توی دانشگاه هم نمی بینمت
Pcy:من کار اشتباهی کردم؟
Pcy:لطفا بکهیون
Pcy:لطفا بهم بگو

بکهیون حس می کنه مریضه.
شاید سرطان داشته باشه یا ام اس یا نارسایی کبدی یا مشکل قلبی یا دیابت شدید یا رماتیسم یا تب فلج اطفال یا لااقل بواسیر یا سرماخوردگی.

اون حس می کنه باید تمام مدت توی تخت بخوابه و پاش رو از اتاقش بیرون نذاره.

اون تقریبا به تختش چسبیده و حتی حموم هم نمی ره و این کیونگسوی تمیز و وسواسی رو دیوونه می کنه.

" هوی... پاشو دیگه... گندیدی از بس اینجا دراز کشیدی"

واقعا؟ کیونگسو همیشه اینقدر بی رحم بوده؟

"کیونگی من مریضم.. دارم می میرم"

این حرفش کیونگسو رو بیشتر عصبانی کرد.
"یا پاشو برو حموم یا واقعا بمیر یا اینکه خودم می کشمت"

بکهیون پتو رو بیشتر کشید روی سر خودش و توی خودش مچاله شد.

ای کاش واقعا می‌مرد.

اینطوری روی همه چی سرپوش گذاشته میشه و پارک چانیول هیچ وقت نمی فهمه بکهیون چه نقشه هایی براش داشته و شرطش به اون سهون حقه باز رو هم نمی باخت.

یا ای کاش الان نتیجه ی آزمایش خونی که سال اول دانشگاه گرفتن می اومد و می گفت اون سرطان خون داره.

اینطوری سهون دلش می سوخت و از خیر شرطشون می گذشت.

شایدم چانیول دلش می سوخت و حتی اگه از داستان شرط بندی با خبر می شد، بکهیون رو می بخشید.

کاش چانیول اینقدر احمق نبود‌.
کاش اینقدر مهربون نبود.

بکهیون دیگه تحمل دیدن چانیول و نگاه کردن به چشماش رو نداره.

اون صادقه و هر وقت بکهیون رو می بینه از چشمهاش قلبای کوچولوی اکلیلی می ریزه،
در حالی که بکهیون یه مانستره. یه هیولای بی رحم عوضی.

بمیر! بمیر! بمیر!

لگد پرونی اش به پتو باعث شد پتوش کنار بره و  چانیولی رو ببینه که با چشمهای گرد خندون به دیوونه بازیهای اون نگاه می کنه.

کینوگسو، سهون، لی، لوهان و تاعو، کریس و جونمیون،  چن و مینسوک و حتی اون پسره سال پایینی کای هم اینجان.

روش رو به طرف چانیول کرد:
"شما اینجا چیکار می کنین؟"
چانیول خندید و دستشو روی موهای چرب بکهیون کشید:
"کیونگسو گفت مریضی.. ولی مثل اینکه حالت بهتر شده"

اون اینجاست و فکر می کنه اومده عیادت دوست پسر نازنینش.

و این ۱۰ نفر هم اینجان و منتظرن ببینن آخرش بکهیون می تونه عکس های خفن از رابطه اش با پارک چانیول بگیره یا نه.

این حجم از دورویی در برابر این حجم از صداقت خفه کننده است.

بکهیون می خواد بره‌ روبروی‌ یه دیوار خالی و فریاد بزنه.

و از اونجا که هیچ دیواری نیست، توی صورت چانیول داد زد:
"همتون برین گم شین... حتی تو پارک چانیول عوضی... گم.....شین!" 

The Dupe (Completed)Onde histórias criam vida. Descubra agora