Bbh: می تونم یه درخواست عاجزانه ازت بکنم؟
Pcy: تو جون بخواه بیبی
Bbh: واقعا حال به هم زن شدی پارک چانیول!
Pcy:😕
Bbh: چرا اینقدر پاچه خواریمو میکنی؟ چه مرگته؟
Pcy: من پاچه خواری دوست پسر خوشگلمو نکنم پس پاچه خواری کیو کنم؟
Bbh:اون فقط بوسه... یه بوس لعنتی که هر دوتامون ازش لذت می بریم. اگه همیشه ازم آویزون نباشی و برام ازون خرسهای عروسکی مسخره و آبنباتهای قلبی هم نخری بازم می بوسمت
Pcy:😕
Pcy: داری ناراحتم میکنی بیبی
Pcy:من فقط میخوام علاقه مو بهت نشون بدم.نه اینکه بخاطر بوس بهت رشوه بدم
Pcy:اگه باعث شدم معذب بشی معذرت می خوام
Pcy has been offline
لعنت
لعنت
لعنت
بکهیون خودشم می دونه این روزها مثل دخترهای پریود شده.
هیچ کسی نبوده که بتونه از زیر دستش در بره و ترکشهاش تقریبا به همه اصابت کرده و به همه گیر داده.
به اینکه مینسوک چاق ترین و بی استعدادترین آدم دنیاست که سه ساله داره می ره باشگاه ولی یه گِرم هم کم نکرده.
این که چن مثل آدمهای منحرفه و آخرش دوست دختر بدبختشو حامله می کنه.
اینکه کیونگسو اگه دلش می خواد با کای رل بزنه بهتره به زبون آدمی زادی بگه، نه اینکه ۲۴ ساعت شبانه روز اون پسره ی جلف با جلیقه های عجیب غریب لختی رو بیاره اتاق مشترکشون.
اینکه لی یه عقب افتاده ی ذهنیه و دخترهایی که عاشقشن و همیشه براش کادو می فرستن کورن.
اینکه تاعو بهتره بیشتر بخوابه و کمتر جق بزنه تا دور چشماش همیشه مثل پاندا سیاه نباشه.
اینکه چه معنی داره لوهان اینقدر خوشگل باشه؟
اینکه جونمیون زشت دندون خرگوشی اگه بابای پولدارشو نداشت عمرا کریس دندون گرد و طمعکار باهاش دوست می شد.
اینکه سهون خره!
و از مهم تر اینکه چرا چانیول اینقدر دوستش داره؟
بکهیون حس می کنه هرچی چانیول بیشتر بهش محبت میکنه، اون بیشتر از خودش و از چانیول متنفر می شه.
پسره ی احمق!
من قراره بر بادت بدم.
قراره یه سری عکس فاکی ازت بگیرم و بدم دست بقیه.
تروخدا ازم متنفر باش.
اصن بیا منو بزن!
نزار نقشه های پلیدمو اجرا کنم.
YOU ARE READING
The Dupe (Completed)
Fanfictionبکهیون یه شرط مسخره با دوستاش گذاشته. اون باید احمق ترین دانشجوی دانشگاه رو اغفال کنه و ازش فیلم بگیره. یا شایدم اون به اشتباه فکر می کنه پارک چانیول احمق ترین دانشجوی دانشگاهه؟ #فلاف #هپی_اند #چانبک
