Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
*********
با پیاده شدن از ماشینش کتش رو روی آرنجش انداخت و با باز کردن در از پله ها بالا رفت بدنش بخاطر حجم زیادی از کار های شرکت درد می کرد و سرش درد گرفته بود الان فقط به یه حموم آب گرم و گوش دادن به موسیقی ملایمی نیاز داشت تا تمام کار های امروزش درس مست آب روانی از بدنش خارج بشن و ریلکس کنه
" but i Don't need drugs... Cause i'm really High Enough"
صدای بلند و داد های همیشگی اون پسر همراه با موسیقی سبک راک اند رولش (rock & roll) باعث شد لبخند کوچیکی بزنه و سرش رو به چپ و راست تکون بده
" جوجه ذُغالیه شیطون "
با باز کردن در شیشه ای بالکن به پنجره ی خونه ی کناریش خیره شد و لبخند بیشتر روی لب هاش شکل گرفت اون پسر 18 / 19 ساله با شادی روی تختش می پرید و با گرفتن کُنترَل تلویزیون طوری که انگار میکروفونِ، آهنگ رو با صدای بلندی می خوند موهای مشکیش داخل هوا با هر پرشش پخش می شدن و لبخند پهنی با تموم شدن هر تکه از آهنگ روی لب های توت فرنگی شکلش به وجود می امد پارک جیمین پسر جوونی که درست کنارش زندگی می کرد و حتی دیدن کار های بچگانه و پر از دیوونگیش یه عادت براش شده بود انگار اون پنجره براش حُکم یه تلویزیون رو داشت اون هم همیشه روی شبکه ی مورد علاقش ! با برگشتن سر جیمین به طرفش تکیش رو از در گرفت و سمت نرده ها رفت
" اینبار دیر تر برگشتی"
با قطع کردن آهنگ گفت و پنجره رو باز کرد تا بهتر صدای مرد رو بشنوه اون صدای رسایی داشت ولی وقتی اروم حرف می زد و باعث خشدار شدن اون صدای بم می شد خب.... بهتر بود سراغ جزیئات اینکه چطور دیوونش می کرد نریم!
" کارام طول کشید"
یونگی هیچوقت بهش نمی گفت بهش ربطی نداره یا بهتر سرش تو کار خودش باشه اونا همیشه اینطوری با هم حرف می زدن و از وجود هم لذت می بردن حتی اون مرد وقتی از دوست دختر چندین سالش جدا شده بود به اینجا امد و با هم مشروب خوردن
" چشمات یکم قرمز شده می خوای سرت رو ماساژ بدم"
دستی به شقیقش کشید و چند بار پلک زد تا از سوزش چشمم کم بشه