Scenario 4 (yoonmin)

2.2K 180 47
                                        

این وانشات رو دوست دارم سو...
دوسش بدارید

___________________________________________

Oups ! Cette image n'est pas conforme à nos directives de contenu. Afin de continuer la publication, veuillez la retirer ou mettre en ligne une autre image.

___________________________________________

کش و قوسی به بدنش داد و با رفتن به سمت بالکن خمیازه ای کشید
احساس می کرد واقعا نیاز به خوابیدن داره
ولی خب تازه ساعت 11 بود و خب تو لغت نامه ی پارک جیمین
روز ها مخصوص خواب و شب برای خوش گُذرونیه!

" یه شب..."

لبخندی زد و به سرعت چهره ی فرشته گونش جاش رو به چشم های بی حسی دادن و با بی بیخیالی سیگاری رو از داخل پاکت مشکیش در اورد

" احمقانه ی دیگه!"

تو نگاه اول
اون پسر مو صورتی
انگار قرار بود با اون لبخند معصومانه و صافت
جملش رو با کلماتی همچون....
زیبا، درخشان و امید بخش تموم کنه
اما...
واقع بی حوصله تر از اینا بود!

" مایع تاسفِ "

با دیدن دختری که در ساک زدن عضوی پسری بود گفت و با چرخوندن بدنش به نرده های مشکی بالکنش تکیه داد

" انگار مهمون ویژمون بالاخره تونستن از خوابشون دل
بکنن! "

سیگار رو از بین لب هاش برداشت و با نیشخندی دود رو از بین ریه هاش بیرون فرستاد
بخاطر باز بودن در تقریبا کوچیک بالکنش می تونست از داخل آینه ی قَدی مردی که در حال بستن موهای مشکی و کمی بلندش بود رو ببینه و همین برای اینکه با لذت پک دیگه ای به سیگارِش بزنه کافی بود

" سرد نیست؟"

یونگی با وارد کردن دستش به داخل جیب شلوار گشاد و مشکیش لب زد و به تیپ پسر مو صورتی خیره شد
انگار اون کیتن صورتی
برای پوشیدن شلوار اصلا مشتاق نبود!

" نه برعکس خیلی هم...."

به قفسه ی سینه ی یونگی از پشت اون تی شرت جذب مشکی با طرح کاپ هات چاکلت خیره شد و لبش رو همراه با لبخند خبیثی به دندون گرفت

" گرمِ"

متقابل به نرده ها تکیه داد و تار موهای کوتاهی که روی پیشونیش بر خلاف موهایی که بسته شده بودند ریخته شده بودند رو بالا داد

" قرار نیست این شیطنت هات تمومی داشته باشن پارک مگه نه"

دود سیگار داخل صورت یونگی فرستاد و تکخندی با دیدن بینی چین گرفتش کرد
اون مرد واقعا هات بود، اون بازو های سفیدش
گاد دلش می خواست تا صبح بینشون بخوابه و با اون انگشت های کشیدش خب....
بهتر بود سراغ جزئیات مغز درتی پارک جیمین نشیم!

scenario Où les histoires vivent. Découvrez maintenant