-14-

178 68 48
                                        

ووت و کامنت یادتون نره ~𝑉

_________________

(لیا)

ساعت 9 بود که صدای چرخیدن کلید رو تو در میشنوم، تعجب میکنم چون ریوجین امروز زود برگشت، هنوز سر قضییه عکسای دیشب متردد بودم، ایا باید بهش میگفتم؟

به هر حال اگه من بهش نمیگفتم اون یه طور دیگه میفهمید، با اومدنش نفس عمیقی میکشم، کنار میز نشسته بودم و دستام رو به هم قفل کرده بودم که با دیدنش لبخندی میزنم و میگم‌.

لیا: هیی امیدوارم روز خوبی رو سپری کرده باشی!

نمیدونم چرا حس کردم عصبیِ یا حوصلم رو نداره چون نگاهش یه طور اینو بم فهموند اما چیز جدیدی برام نبود چون معمولا همینطور رفتار میکنه ، بدون هیچ حرفی به سمت اتاقش میره که چند بار با تردید دستام رو روی میز قرار میدم و بعد جدی طوری که خودش بشنوه میگم.

لیا: یه..موضوع مهمی هست که باید بدونی..راجب پرونده 19 یه جورایی به ما-

نذاشت ادامه بدم از اتاقش خارج میشه و همونطور که تو چشماش شعله فوران میکرد نزدیکم میشه و میگه.

ریوجین: همه چیز راجب این پرونده تموم شد!

با شنیدن این چند بار چشمام رو باز و بسته میکنم و میپرسم.

لیا: منظورت چیه؟

پوزخندی میزنه و همونطور که سیگارش رو روشن میکرد میگه.

ریوجین: اخبار رو ندیدی؟ پرونده به دست کارآگاه کیم حل شد، نه تجزیه نه تحلیل، فقط با چندتا مدرک جعلی تونست ثابت کنه که چوی بومهان تمام اون جنایت ها رو مرتکب شده، چوی بومهانم اعتراف کرد که به خاطره حفظ سنت های خانوادگیش دست به همچین کاری زده.

لیا: صبر کن چی چی؟ این چصشعرا چیه،پس الان همه چی تموم شد؟قاتل واقعا چوی بومهانه؟

دود سیگارش رو بیرون میده و با حرص میگه.

ریوجین: از نظر من نه ولی دیگه نمیتونستم کاری بکنم، پرونده از دستم خارج شده بود.

لیا: یعنی چی که از دستت خارج شده بود؟! مگه این پرونده تو و مینگیو نبود؟

ریوجین: بود ولی بعد از خرابکاری که روزنامه ها کردن و قتل اون دو دختر، ما فوق پرونده رو به دست کیم جی‌وونگ سپرد، و حالا دیگه بسته شد.

لیا: ولی تو قرار نبود این اجازه رو بدی

ریوجین: ما طبق سلسله مراتب کار میکنیم،اینطور نیست که سرم رو بندازم و هر کاری دلم بخواد انجام بدم.

𝟏𝟗 - ⇢𝒱𝒾ℴ𝓁ℯ𝓉Where stories live. Discover now