17-تماس

59 12 0
                                        


سلاامم..
⁦(⁠人⁠ ⁠•͈⁠ᴗ⁠•͈⁠)⁩

۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰.۰

جین درحالی که کت‌لی پوشیده بود و سعی میکرد درصدی شبیه گنگستر باشه ، نامجون رو تماشا می کرد که مثل ی‌ بد بوی واقعی موهاشو با ژل بالا داده بود و کت چرم مشکی رو به تن کرده بود

هردو چند وقتی می شد که به بازار رسیده بودن
راستش محله های قدیمی و فقیر نشین  سئول جای قشنگی نیست پس ترجیح خیلی  اونارو توصیف نکنه ، اما دیدن اون همه بدبختی بهش حس گناه رو تزریق می کرد

و درمورد بوسه ی دیشب ؟ نامجون‌ حتی ی کلمه هم جز :
- کمربندت رو‌ببند
ـ اونجا درگیر نشو و.....
با جین حرف نزده بود و این واقعا موجب جوشش خون  زیر پوست یَخِش می شد
انگار که مواد مذاب از توی یه آتشفشان داشت فوران می کرد

نامجون فقط با قد بلندش روی زمین سایه می انداخت و سعی می کرد با جین تماس چشمی بر قرار نکنه
و اون چهره ی جدیش باعث می شد ناخواه جمعیت سر راهش ، راه رو براش باز کنن و نگاهشونو از اون بگیرن

جین نامجونِ انکار کننده رو دوست نداشت ، جین ورژن شجاع نامجون‌ رو میخواست ، اون ورژنی رو میخواست که با شجاعت یقشو گرفت و با عطش بوسید

آهی می‌کشه و به نامجون که آدرس هارو تو گوشیش زیر و رو می‌کنه نگاه می‌کنه ،
جین دیگه طاقتش سر رسیده و بی مقدمه و با لحنی کاملا جدی می‌پرسه
"چرا منو بوسیدی؟.....

نامجون قبل از اینکه قدم بعدیش رو برداره مکسی می‌کنه و سعی می‌کنه تظاهر کنه که حالش خوبه و اصلا قلبش تو دهنش نمیزنه

نامجون هنوز نمیتونه هضم کنه که دیشب معشوقشو بوسیده....و حتی نمیدونه چطور باید رفتار کنه؟

٫‌الان سر ماموریتیم....

جین نفسشو با خشم بیرون میده و جلوی نامجون‌ وایمیسته و بعد از اینکه مطمئن شد بین اون جمعیتِ بی روح کسی بهشون توجه نمیکنه لب هاشو  در حد چند ثانیه رو لب های نامجون میکوبه و بی هیچ واکنشی جلو تر از اون به راه میوفته
درست مثل ی خرگوش ناراضی یا شایدم شاد

جین شاید عاشقی بلد نباشه اما بهترین راه برای مقابله با حمله یک ضدحمله هست...

نامجون رسماً ناک اوت شده بود اما الان وقتش نبود...نه وقتی که ذهنش انقدر درگیر چیزای مسخره ای مثل گذشتش شده بود ...
شاید...شاید ی روزی توی این هفته به جین اعتراف میکرد....
شاید همین ...امشب؟

و جین ؟ حالا تلافی کرده بود پس شاید الان دیگه می‌تونست رو پرونده تمرکز کنه
ولی جو سنگین بینشون چی‌؟

در هر حال توجهشون رو به پرونده می دن .....
موقعیتی نزدیک به فروشنده های دارک وب وقتی برای عشق ورزیدن برای یک زوج نمی‌ذاره

𝑫𝒊𝒗𝒊𝒍𝒆_𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧Mga kuwentong kahuhumalingan mo. Tumuklas ngayon