Flash back_ seoulدفترش رو بست و هدست رو روی میز گذاشت.. وسایلش روکه روی میز پخش شده بودن دونه دونه توی کولش جا داد و از روی صندلی بلند شد..
_هی بیون بک
سرش رو بلند کرد و با چشمای منتظر و لبخندی که باهاش بین همکلاسی هاش معروف شده بود به دونگجون تپل و کیوتی که برعکس روی صندلیه جلوش نشسته بود نگاه کرد
_تو هنوز با پارک چانیول دوستی؟
_گاهی میبینمش..چطور؟
دروغی که دیگه براش عادت شده بود رو خیلی عادی به زبون اورد و پسر روبروش با چشمای گرد تنش رو جلو کشید
_واقعا؟ اینکه چندماه دیگه قراره دبیو کنه درسته؟
_یک ماه و بیست روز دیگه
همونطور که کولش رو روی دوشش مینداخت گفت و دونگجون فورا پاهاش رو از دو طرف صندلی جمع کرد تا سرپا بشه و روبروش بایسته
_میتونی بعد از دبیو ازش واسم امضا بگیری؟
_خودش میخواست قبلش بیاد اینجا همتون رو ببینه
با لبخند شیرینی گفت و بدون اینکه منتطر بمونه تا انفجار دونگجون رو ببینه از کلاس بیرون اومد..
راهرویی کلاس هارو مثل همیشه جوری که انگار نامرئیه پشت سر گذاشت و وارد حیاط مدرسه شد..
نگاهی به ساعت مچیش انداخت و با خیالی که از بابت داشتن وقت کافی برای رسیدن به ایستگاه اتوبوس راحت بود به سمت در خروجی رفت.._هی!
کوبیده شدن دستی روی شونش و صدای بلندی که توی گوشش پیچید به هوا پروندش و با چشمای گرد به طرف صورت خندون دختر پشت سرش چرخید
_لاهی..
با لحن شوکه ای لب زد و لبخند دختر عمیق تر شد
_چندبار صدات کردم ولی نشنیدی معذرت میخوام
با لحنی که اصلا متاسف به نظر نمیومد گفت و بکهیون با اینکه مطمئن بود اون اینکارو نکرده لبخندی مصنوعی به لب آورد
_کاری داشتی باهام؟
_امم..آره..میخواستم ببینم هنوز با پارک چانیول در ارتباطی یا نه؟
دیگه کم کم داشت به پرسیدن هر روزه ی همچین سوالایی عادت میکرد ولی فکرشم نمیکرد یه روز لاهی جلوش سبز بشه و همچین سوالی بپرسه
_هستم..
با لحنی که ناخواسته یکمی جدی تر شده بود جواب داد و دید که لبخند لاهی عمیق تر میشه
_شماره یا آدرسی میتونی ازش بهم بدی؟
_چرا؟ که دوباره تحقیرش کنی؟
تندی ای که توی لحن و جملاتش بود کاملا غیرارادی بود.. نمیتونست با این دختر هیچ جوره صمیمی رفتار کنه..
اخمی که روی پیشونی لاهی مینشست نشون میداد کارش رو درست انجام بده

YOU ARE READING
My baby shot me down
Fanfiction🍁نام فیک: My baby shot me down 🍁کاپل: چانبک 🍁ژانر: رمنس، انگست، روزمره 🍁محدودیت سنی: +۱۸ همه ی زخم ها یک روزی خوب میشوند بعضی ها زودتر، بی درد تر ، بی هیچ ردی از بین میروند.. یک روز صبح که لباس میپوشی متوجه میشوی اثری از آن نیست. بعضی زخم ها...