Part 5: She was my Alpha")

2.2K 185 44
                                        


سریع عکس رو پشتش قایم کرد و با ترس سمت صدای گوک چرخید.

_ع..عام..هیچی فقط..

گوک آروم جلو اومد ک دستشو روی گونه لطیف امگاش کشید:

_فقط چی زندگیم؟

تهیونگ چند بار آروم پلکی زد و حس کرد داره توی چشماش غرق میشه.

دست گوک آروم پشت ته رفت و همزمان که دستشو جلو میاورد آروم گفت:

_اینارو دیدی همم؟

تهیونگ آروم پلکی زد و از خلسه ای ک بدون کنترل درش فرو رفته بود بیرون اومد و اروم سرتکون داد:

_ن..نمیخواستم توی وسایلت فوضولی کنم فقط..

گوک آهسته پیشونیشو بوسید و دستشو دور بدن ته گذاشت و به خودش چفتش کرد:

_میدونم شیرینم صدای افتادن صندوق رو شنیدم برای همین اومدم. نگران شدم نکنه روی پات افتاده باشه.

تهیونگ نمیدونست میخواد یا نه اما از حسی ک بهش میگفت میتونه با اینکار آروم شه پیروی کرد پس آروم همونطور که با دست گوک احاطه شده بود چرخید داخل بغلش و صورتشو توی گردنش دفن کردن.

جونگکوک لبخند محوی زد و چشماشو با آرامش به هم فشرد و زمزمه کرد:

_سوالایی ک توی ذهنته توی ذهن منم هست.

ته آروم زمزمه کرد:

_جوابایی که تا حالا پیدا کردی رو به منم نشون بده لطفا..

و ویبره آروم صداش به دلیل چسبیده بودن لباش به گردن گوک باعث شد توی گلوش آروم بخنده که ته از گردنش آروم فاصله گرفت و نگاهش کرد:

_این ینی..بهم نمیگی؟

اختلاف قدیشو زیاد نبود اما محسوس بود و باعث شد گوک طبق عادت برای روبه رو کردن صورت هاشون روش خم شه:

_این ینی بهت میگم عزیزجونم. فقط خیلی کیوت بود بازم انجامش بده.

و در حالی ک ته سعی می‌کرد حرفشو هضم کنه لیس آرومی به لباش زده شد ک چشماش کمی درشت شد:

_تا پایین باهات میام بعدش باید برم ی جایی.

تهیونگ اما تا خواست تحت تاثیر قرار بگیره یاد اون اتفاقا افتاد.
عمرا اگه وا میداد اون مرد فک کرده تهیونگ یه احمقه؟

لباشو با پشت دستش پاک کرد و با هول ارومی ازش فاصله گرفت:

_خیله خب.

و جلو تر از گوک از دِرِس روم زد بیرون و رفت سم در اتاق.

........

زن از ماشین پیاده شد و به سمت گوک ک روبه منظره دریا ایستاده بود رفت.

در حالی ک اورکتش رو مرتب میکرد دست به جیب کنار گوک قرار گرفت و بدون نگاه کردن بهش شروع به صحبت کرد:

𝐂𝐑𝐔𝐃𝐄𝐋𝐄 Where stories live. Discover now