7

6K 908 59
                                        

Ups! Ten obraz nie jest zgodny z naszymi wytycznymi. Aby kontynuować, spróbuj go usunąć lub użyć innego.

Ups! Ten obraz nie jest zgodny z naszymi wytycznymi. Aby kontynuować, spróbuj go usunąć lub użyć innego.

همه اعضا سر مبل دعوا میکردن و از گردن هم بالا میرفتن تا راحت ترین جا رو بگیرن

Ups! Ten obraz nie jest zgodny z naszymi wytycznymi. Aby kontynuować, spróbuj go usunąć lub użyć innego.

همه اعضا سر مبل دعوا میکردن و از گردن هم بالا میرفتن تا راحت ترین جا رو بگیرن. البته همه غیر از تهیونگ که همون اولش بدون حرفی یکی از مبلا رو بهش دادن.
جونگکوک هنوز نمیفهمید چرا این همه بهش احترام میذارن. البته خودشم براش احترام قائل بود ولی در عین حال باهاش دوستانه برخورد میکرد. پسر مو قهوه ای صداش زد:
_هی کاگیاما! بیا اینجا.

و به کنار خودش اشاره کرد. این یعنی میتونه کنار تهیونگ بشینه بدون اینکه نگران وسط جمع نشستن باشه.

همونطور که بهش نزدیک میشد پرسید:
_کاگیاما کیه؟

ته هین خیلی بلندی کشید که کوک رو به خنده انداخت.
_نگو هایکیو رو ندیدی. این انیمه افسانه‌ست.

_انیمه؟

_اگه باهام ببینیش میبخشمت.

آروم سرش رو تکون داد.
فیلم شروع شد.
تهیونگ پرسید:
_سردته؟

_نـ

قبل از اینکه بتونه کامل جواب بده، پسر پتوی خودش رو دورش انداخت و باعث شد به هم نزدیکتر بشن و پاهاشون رو به هم تکیه بدن.
تا وقتی اون شخص تهیونگ بود، برای جونگکوک مهم نبود.

BasketballOpowieści tętniące życiem. Odkryj je teraz