با حس دست کسی لای موهلش چشمش رو باز کرد و عشقش رو دید که با لبخند در حال بازی کرذن با موهاشه
*میونگی؟
یونگی به خودش اومد و بوسه ای روی پیشونیش گذاشت
-جانم؟بیدار شدی عسلم؟
با صدای نا معلوم هومی کشید و محکم یونگی رو بغل کرد
*چرا لختم؟
-من حتما دیشب رفته بودم تو هیت...هوم؟من بودم؟
لپ های جیمین قرمز شد
*د...دیشب م...ما..ر..ر...رابطه...
یونگی بوسه ای روی نوک بینی جیمین گذاشت
-نه عزیزم...خودت گفتی رابطه نداشته باشیم
سرش رو داخل گودی گردن یونگی برد و شروع به مک زدن کرد
-چیم؟چیکار میکنی؟
جوابی نداد و محکم تر مک زد
-اروم باش عزیزکم
بعد از گذاشتن چند تا کبودی بلند شد و با لبخند به صورت یونگی نگاه کرد
*میای یه کاری بکنیم؟
-چی؟
*اگه مارکم کنی هیتم تموم میشه
یونگی باشنیدن این جمله تعجب کرد
-مطمئنی اماده ای؟
جیمین با قاطعیت سر تکوت داد
یونگی سرش رو نزدیک گردن جیمین برتا مارکش کنع
که ناگهان در توسط هوسوک با شدت باز شد و جیمین صد متر پرید و یونگی احساس کرد که قلب و مغزش با هم قاطی شدن
هوسوک:تبریک میگممممممم
و شروع به تکون دادن خودش کرد
جیمین و یونگی یه نگاه به هم مینداختن و یه نگاه به هوسوک
و از الهه ی ماه در خواست شفا کردن
VOCÊ ESTÁ LENDO
𝓑𝓵𝓾𝓮𝓫𝓮𝓻𝓻𝔂 𝓬𝓱𝓲𝓬𝓴𝓮𝓷
Fantasia+تو ولم کردی -مجبور بودم +حتی بهم نگفتی بچه دارم -باید ازتون محافظت میکردم +لعنت بهت....لعنت به اون.... با دیدن بچه ای که از پشت اون اومد بیرون دهنش بسته شد +خدای من -شبیه توعه....خیلی شبیه توعه @پاپا؟این آقاهه آپاست؟.... gener:fluf,mperg,werewolf...
