از آسانسور خارج شد و قدم هاش رو تندتر برداشت.
از استرس لبش رو به دندون گرفته و نفس های تندی میکشید تا خودش رو اروم کنه.نگاه به عقب انداخت و با دیدن جونگکوک که همچنان دنبالش بود لبخند زد.
وقتی به اتاق مورد نظرش رسید، قبل از در زدن نفس عمیقی کشید و دست جونگکوک رو محکم در دست فشرد.
_نگران نباش گفتم که من با کمپانی دیور قرارداد بستم... فقط برو تو!
سر تکون داد و بعد از در زدن وارد اتاق شد و لبخند زد.
_خوش اومدی جناب پارک...
تعظیم کوتاهی کرد و گفت:
_ببخشید دیر کردم رئیس سو.
جونگکوک هم به دنبالش وارد اتاق شد که سو با دیدنش از روی صندلی و پشت میز کارش بلند شد و شگفت زده جلو رفت.
_اوه آقای جئون! چه سوپرایزی!
جونگکوک لبخند کمرنگی زد و زیر نگاه شیفتهی جیمین باهاش دست داد:
_ممنونم. در واقع اومدم تا دلیل تاخیر جیمین رو ازتون عذر بخوام.
سو به کاناپه ها اشاره کرد و نیم نگاهی به جیمین انداخت.
_مشکلی نیست زیاد هم تاخیر نداشتن...
قدمی عقب رفت و لبش رو زبون زد، دست پشت کمر جیمین گذاشت و گفت:
_خوبه... من دیگه میرم، لطفا مراقبش باشین!
_حتما.
کاش میتونست به جونگکوک بگه تنهاش نزاره.
همین که از اتاق بیرون رفت همون استرس و اضطراب اولیه سراغش هجوم آوردن.آب دهنش رو قورت داد و نگاهش رو به رئیسش داد که کشو های میزش رو برای پیدا کردن قرارداد شرکت زیر و رو میکرد.
_بشین جیمین.
سر تکون داد و با مکث نشست.
امیدوار بود همه چی به خوبی تموم بشه و به عنوان مدلینگ معروفی برای کمپانی برگزیده بشه.بعد از اتمام کارهای ثبت نام و بستن قرارداد تاریخ اولین عکس برداریش رو مشخص کردن.
از کمپانی که بیرون رفت با دیدن همون ماشین آشنایی که جونگکوک بار اول دنبالش فرستاده بود، خوشحال شد و لبخند زد.
قبل از اینکه ماشین جلو بیاد خودش از خیابون گذر کرد و خودش رو بهش رسوند.
سوار شد و به گوآن سلام داد:_شوق دیدارت رو داشتم مرد!
گوآن هم از دوباره دیدن اون کیوت دوستداشتنی خوشحال بود، سر تکون داد و ماشین رو راه انداخت.
_از دیدنتون خوشحالم قربان... کجا برسونمتون؟
گوشیش رو از جیب بیرون کشید و حین چک کردن تماس هاش، گفت:

YOU ARE READING
𝐶𝑖𝑔𝑎𝑟𝑒𝑡𝑡𝑒
Romanceفول پارت فیکشن: سیگار ژانرها: رمنس، رمزآلود، امگاورس، اسمات کاپل: کوکمیـن روز آپ: سهشنبه ها قسمتی از فیک: _وقتی اون شب گیرم انداختی ماه کامل بود! امشبم ماه کامله.. +یعنی امشب سالگرد دیدارمونه.. پس مثل همون شب لازمه بهت سیگار بدم تا خفه شی؟! _نه...