𝔓𝔞𝔯𝔱 18

1.3K 227 56
                                    

از آسانسور خارج شد و قدم هاش رو تندتر برداشت.
از استرس لبش رو به دندون گرفته و نفس های تندی میکشید تا خودش رو اروم کنه.

نگاه به عقب انداخت و با دیدن جونگ‌کوک که همچنان دنبالش بود لبخند زد.

وقتی به اتاق مورد نظرش رسید، قبل از در زدن نفس عمیقی کشید و دست جونگ‌کوک رو محکم در دست فشرد.

_نگران نباش گفتم که من با کمپانی دیور قرارداد بستم... فقط برو تو!

سر تکون داد و بعد از در زدن وارد اتاق شد و لبخند زد.

_خوش اومدی جناب پارک...

تعظیم کوتاهی کرد و گفت:

_ببخشید دیر کردم رئیس سو.

جونگ‌کوک هم به دنبالش وارد اتاق شد که سو با دیدنش از روی صندلی و پشت میز کارش بلند شد و شگفت زده جلو رفت.

_اوه آقای جئون! چه سوپرایزی!

جونگ‌کوک لبخند کمرنگی زد و زیر نگاه شیفته‌ی جیمین باهاش دست داد:

_ممنونم. در واقع اومدم تا دلیل تاخیر جیمین رو ازتون عذر بخوام.

سو به کاناپه ها اشاره کرد و نیم نگاهی به جیمین انداخت.

_مشکلی نیست زیاد هم تاخیر نداشتن...

قدمی عقب رفت‌ و لبش رو زبون زد، دست پشت کمر جیمین گذاشت و گفت:

_خوبه... من دیگه میرم، لطفا مراقبش باشین!

_حتما.

کاش میتونست به جونگ‌کوک بگه تنهاش نزاره.
همین که از اتاق بیرون رفت همون استرس و اضطراب اولیه سراغش هجوم آوردن.

آب دهنش رو قورت داد و نگاهش رو به رئیسش داد که کشو های میزش رو برای پیدا کردن قرارداد شرکت زیر و رو میکرد.

_بشین جیمین.

سر تکون داد و با مکث نشست.
امیدوار بود همه چی به خوبی تموم بشه و به عنوان مدلینگ معروفی برای کمپانی برگزیده بشه.

بعد از اتمام کارهای ثبت نام و بستن قرارداد تاریخ اولین عکس برداریش رو مشخص کردن.

از کمپانی که بیرون رفت با دیدن همون ماشین آشنایی که جونگ‌کوک بار اول دنبالش فرستاده بود، خوشحال شد و لبخند زد.

قبل از اینکه ماشین جلو بیاد خودش از خیابون گذر کرد و خودش رو بهش رسوند.
سوار شد و به گوآن سلام داد:

_شوق دیدارت رو داشتم مرد!

گوآن هم از دوباره دیدن اون کیوت دوستداشتنی خوشحال بود، سر تکون داد و ماشین رو راه انداخت.

_از دیدنتون خوشحالم قربان... کجا برسونمتون؟

گوشیش رو از جیب بیرون کشید و حین چک کردن تماس هاش، گفت:

𝐶𝑖𝑔𝑎𝑟𝑒𝑡𝑡𝑒Where stories live. Discover now