+چه عجب یادی از فقیر فقرا کردی!
-مسخره نشومرد خنده ای کرد و فنجونش رو روی میز گذاشت...
+باز چیشده، میدونم که الکی دنبال من نمیگردی
خانوم کیم نفس عمیقی کشید و مردد چیزی که میخواست رو به زبون آورد...
-هوسوک..یادته وقتی جوون تر بودیم، برام یه داستانی رو تعریف میکردی؟
مرد اخمی از تمرکز کرد و سکوت کرد تا ادامه ی جمله ی زن رو بشنوه...
-یادته برام از یه پسری میگفتی که بیشتر از یک قرن داره تو شهر ما زندگی میکنه و از زمان قدیم یه پزشک بوده؟
مرد با یادآوری داستان لبخند کوچیکی زد و سرشو تکون داد...
+داستان جونگکوک و میگی، یادمه!
فنجونش رو دوباره از روی میز برداشت...
+چیشده که یاد این داستان افتادی؟
خانوم کیم لبش رو تر کرد و کمی روی مبل توی جاش جا به جا شد...
-میخواستم بدونم که..داستانی که میگفتی واقعی بود؟
هوسوک یه تای ابروشو بالا داد...
+فکر نمیکنم که بخاطر یه داستان منو اینجا کشونده باشی لیا! بهم بگو چی شده؟
زن نفس عمیقی کشید و تصمیم گرفت بره سر اصل مطلب...
-راجع به پسرم تهیونگه..اخیرا با یه پسره میگرده که هیچ اطلاعی راجبش ندارم..تهیونگ هیچوقت بیرون از خونه نمیموند اما چند وقتیه خونه ی اون پسره میمونه و این منو یکم نگران کرده!
+خب، چه ربطی به اون داستان داره؟
لیا کمی به جلو خم شد و خیره به هوسوک جدی گفت...
-اسم پسره جونگکوکه..و پزشکه!
هوسوک هر دو ابروش به بالا پرید و بعد از چند ثانیه جرعه ای از نوشیدنیش کرد...
+و تو فکر میکنی این جونگکوکی که پسرت باهاش میگرده، همون جونگکوک صد و خورده ای سالس؟
-من فقط..نمیدونم..اسم و شغلش شبیهش بود..نمیدونم چرا یاد اون افتادم اما نگران شدم-
+لیامرد توی حرف زن پرید و فنجون رو روی میز گذاشت...پا روی پا انداخت و تکیه شو به مبل داد...
+اون فقط یه افسانه بود..من حتی نمیدونم که اون داستان صحت داشت یا نه..منم از بقیه شنیده بودم و تو بهتر میدونی، که خرافاتی هم وجود داره! نمیدونم اون پسر اصلا وجود داره یا نه..از طرفی..ممکنه همش یه تشابه اسمی و شغلی باشه، ممکنه هزار تا جونگکوکِ پزشک تو این شهر باشن!
زن چیزی نگفت و سکوت کرد...
+تهیونگ چرا باهاش میگرده؟
-نمیدونم..پسره یهویی پیداش شده

VOUS LISEZ
Still Alive | Kookv
Fanfictionفصل دوم فیکشن Real Illusion~ (در حال آپ) -من...مردم ؟ +نه تو هنوز زنده ای! Genre : Fanfiction , Romance , Fantasy , Smut Couple : Kookv / yoonmin Writer: Nizza