NC 18+
هیچکدومشون فکرش رو هم نمیکردن اون جشن تولد اینطوری پیش بره!!
اما حالا اینجا بودن. توی سرویس بهداشتی وقتی هنوز جمعیت زیادی اون بیرون حضور داشتن، چانیول جلوی پاهای بک زانو زده بود و فقط خدا میدونست خودش هم توی اون لحظه چه حالی داره. با اینحال لبخند اطمینان بخشی زد، گونه های بک رو نوازش کرد و به چشمای گیج پاپی مانندش نگاه کرد.
دستاش با بی طاقتی که از خودش انتظار نداشت سراغ دکمه و زیپ شلوار جین بک رفتن و با لباس زیرش تا زانوهاش پایین کشیدن.
بک حس میکرد توی آتیش داره میسوزه و نفس نفس میزد. هنوز گیج بود و درک درستی از موقعیت نداشت با اینحال پاهاشو کمی به هم نزدیک تر کرد و دستاشو جلوی عضوش گرفت. داشت زیر نگاه اون مرد ذوب میشد.
چان که حالا دیگه خودش هم دست کمی از بک نداشت فقط چند ثانیه طول کشید تا دستای بک رو با ضرب کنار بزنه و با دستای محکم خودش پاهای بک رو از هم باز کنه.
وجب به وجب تا زیر زانوهاش رو لمس کرد و با گرفتن رون های تو پرش توی دستای پر از انگشترش، پاهاشو بالا برد و کمی توی شکمش جمع کرد.
نفس بک با فاصله گرفتن پاهاش از زمین و جلو کشیده شدن پایین تنش توی سینش حبس شد و طولی نکشید که با حس خیس شدن بین پاهاش به خودش لرزید.
چان با دوباره دیدن عضو بک و اون غنچهی صورتی رنگ بدون اینکه کنترلی روی خودش داشته باشه با خم شدن روش، ورودی و باسن بک رو زبون میزد و ناله های بک رو بلند کرده بود.
_ آهههه.. این.. اهههه.. و.. وایسا..
با مکیده شدن ورودیش چشماش از لذت به بالا چرخید و دستاش توی موهای حالت داده شدهی چان چنگ شد.
ولی توی اون لحظه خراب شدن مو و ظاهرشون آخرین چیزی بود که بهش فکر میکردن. پس چانیول فقط با حرص پاهای بک رو بیشتر از هم فاصله داد و بین نفس های داغی که بین پاهاش بیرون میداد به حرف اومد:
_ این چیزی بود که میخواستی؟! بهم بگو..
و بارها و بار ها ورودیشو مکید.
بدن بک شروع به لرزیدن کرده بود و حس میکرد داره از لبه یه دره سقوط میکنه.
_ حرف بزن!!
با صدای بلند چان تکونی خورد و سعی کرد حرف بزنه. ولی توی اون لحظه سخت ترین کار دنیا بهنظر میرسید.
محض رضای خدا اون مرد لعنتی حالا داشت عضو در حال انفجارش رو با زبونش از بالا تا پایین میلیسید و از بک توقع داشت حرف بزنه!!
_ ممم.. من.. نمیدونم.. آههههه..
حرفش با فرو رفتن کامل عضوش توی حفره دهان چان قطع شد و ناله بلندش توی فضای سرویس پیچید.
KAMU SEDANG MEMBACA
Yugen [Completed]
Romansa•𝒴𝓊ℊℯ𝓃 یوگن کلمه ای ژاپنی به معنی احساس زیبایی رازآلود. مثل وقتی که به آسمون نگاه میکنی، و یهو ماه از پشت ابر بیرون میاد. یا پرسه زدن توی جنگل بدون فکر کردن به برگشتن. درست مثل وقتی که کسی رو دوست داری، ولی نمیدونی چرا اینقدر برات جذابه!! یوگن تع...
![Yugen [Completed]](https://img.wattpad.com/cover/350438450-64-k597415.jpg)