- یک NPC با تاثیر گذاری بالا...
جونگین سرش رو تکون داد و یک بال مرغ از ظرف مقوایی بیرون کشید. به چان که گاز بزرگی از کنتاکی میزد، نگاه کرد و با تأسف سرش رو تکون داد.
- بعضیها حتی اگه قرار باشه احمق باشن هم بهش غلبه میکنن و بعضیها هم...
آه پرحسرتش باعث شد سر چان بالا بیاد. سس کچاپ گوشهی لباش و یکی از لپهاش پر از گوشت سوخاری بود. هر بینندهای اون صحنه رو میدید، به این فکر میکرد که سالها رنگ غذای خوب رو ندیده.
- منظورت منم؟
مینهو بدون گرفتن چشمهاش از صورتی که تداعیگر هفت گناه کبیره بود، لبخندی زد که از ده تا تایید کلامی تاثیر بیشتری داشت. مرغ رو روی میز رها کرد و نفسش رو پر صدا بیرون داد.
- دقیقا چی از جون من میخوای؟
- من؟
با چشمهای گشاد به خودش اشاره کرد و موهای قهوهایش رو با اعتماد به نفس عقب فرستاد.
- اونی که چند ماه دنبال ما بود، تو بودی!
- بحث در مورد بیدار شدهها بود، چرا به اینجا کشیده شد؟
اعتراض جونگین تیغ تیز تیر خشمشون رو به سمت کوچیکترین عضو اون جمع چرخوند. مینهو با تشر روبه برادر جدیدش غرید:
- درست توضیح بده ببینم چطور اون یارو رو دیدی؟
دلش میخواست با «به شما ربطی نداره» این بحث را خاتمه بده اما اون دو نفر، خصوصا سازنده، هرکاری میکردن تا متوجه بشه که کاملا بهشون ربط داره. آهی از شدت بیچارگیش در برابر اون دونفر کشید و به اجبار از اولین برخورد تا ملاقات اتفاقی امروزشون رو تعریف کرد.
- بعد از کمک اون روزش، من نتونستم ببینمش و درست تشکر کنم پس وقتی که دیدمش، برای این کار جلو رفتم و خب بحثمون کمی طولانیتر شد. از شغل مادرم تا چالشهای رشتهای که داشتم، تا با شما ملاقات کردیم. هیچ چیز عجیبی این وسط نبود.
- یعنی باور کنیم هیچ هدفی پشتش نبود؟
گاهی یقین پیدا میکرد سازنده و حالا هم چان، از بیماری پارانویید رنج میبردن، وگرنه این حجم از بیاعتمادی بعید بود. شاید منطقی این بود که فکر کنه خودش بیش از حد سادهلوح و احمقه اما مغزش این احتمال پررنگ رو با قدرت رد میکرد.
- البته، اون فقط بهم کمک کرد. توی این دنیا همه آدم بد نیستن چان...
- اول چانی، حالا هم چان؟
کف هر دو دستش رو روی میز گذاشت و با جدیتی که خیلی کم داخل صورتش دیده میشد، گفت:
- هر دوی شما باید بهم احترام بذارین. مینهو تو کوچیکتری پس هیونگ صدام کن و ایان... تو سعی کن خیلی محترمانهتر صدام کنی، با هیونگنیم راحتترم.
جونگین به یاد نداشت کسی رو با "نیم" انتهای هیونگ یا سونبه صدا کرده باشه. زیاد اهل این کلمات احترامآمیز نبود و این چند وقت هم به حدی دغدغهی فکری داشت که با احترام صحبت کردن با یک استاکر و یک انسان از دنیای دیگه، آخرین چیزهایی باشن که به ذهنش برسن. ولی وضعیت مینهو متفاوت بود؛ این بحث از نظرش خندهدار میاومد پس دست به سینه، به پشتی صندلی تکیه داد و با تحقیر به مردی که از یک مشت موی فر و سفید و بخش زیادی عضله ساخته شده بود، نگاه کرد.
- هیونگ؟ هوش مصنوعی هفت ساله که شروع به کار کرده پس در خوشبینانهترین حالت، شما هفت سالتونه. کسی که اینجا هیونگ به حساب میاد، منم! تازه من برای جونگین حکم آجوشی رو دارم.
جملهای که سازنده به راحتی به زبون آورد، هر دو آواتار رو در نطفه خفه کرد. دیدن سازنده در یک جسم قابل لمس، باعث شد ماهیت خودشون رو از یاد ببرن و اون مرد به بدترین شکل، اون رو یادآوری کرد. چان گلوش رو با سرفهی کوتاهی صاف کرد و بحث عذابآور رو عوض کرد.
- سویون و ورمین، توی سازمان افراد مهمین اما خیلیها هستن که از اون دونفر قویتر و مهمترن.
- از اون دو نفر قویتر؟
پوزخندی که روی صورت چان نشست، نشون دهندهی جدیت موضوع بود. ران سوخاری مرغ رو از روی میز برداشت و با تاکید جلوی هر دوشون تکون داد.
- البته یانگ جونگین. توی زمین شطرنج، شاه و وزیر افراد دیگهاین...
ران رو وسط میز کوبید که باعث شد پوست روش ترک برداره و گوشت مغز پخت شدهاش در معرض دید قرار بگیره.
- برای این که شاه از روک بیرون بیاد، باید وزیر رو شناسایی کنیم. این وظیفهی توئه، لی مینهو!
سازنده به تایید حرف چان، سرش رو تکون داد. قدرت کلامی که چان داشت، کاملا نشون دهندهی ذهن آلفاش بود. اون مرد برای رهبری کردن، بهترین گزینه بود و این رو مینهویی که در بدترین شرایط رهبری کرده و رهبری شده بود، میتونست درک کنه پس هیچ اعتراضی به رفتار چان نداشت.
- من نیاز به یک محدوده برای گشتن دارم. گشتن دنبال یک سوزن توی انبار کاه بیفایدهست.
ابروهای چان از تعجب بالا رفت و کمی موهای فرش رو کنار زد تا چهرهی جدی سازنده رو بهتر ببینه.
- منظورت چیه؟ یعنی تو نمیتونی دنبال بیدارشدهها بگردی؟
YOU ARE READING
The Enigma Of The World
Fantasyجونگین یک پسر معمولی با دغدغههای معمولی بود، تا زمانی که تحت تأثیر یک گلیچ قرار گرفت و به بیرون از دنیاش منتقل شد. فهمید یک آواتار در یک دنیای شبیهسازی شدهست و دنیای اصلی دچار یک بحران زیست محیطی شده و نسل انسان در خطر نابودیه. انسانها هوش مصنوع...
