part 2

4.1K 331 34
                                    

بعد از رفتن خانواده پارک، سمت استديو كوچيكي كه هر وقت دلم ميگرفت رفيق تنهايام شده بود رفتم ،آهنگی که چند سال پیش برای جیمین نوشته بودم،
جلوم گرفتم روبه روي ميكروفون شروع به خوندن
کردم ...

No limit in the sky
محدودیتی توی آسمون نیست

That I won’t fly for ya
که نذاره من برای تو پرواز کنم

No amount of tears in my eyes
هیچ مقدار گریه ای توی چشم هام نیست

That I won’t cry for ya, oh no
که برای تو اشک نریزم

With every breath that I take
با هر نفسی که میکشم

I want you to share that air with me
میخوام که اون هوا رو با من شریک بشی

There’s no promise that I won’t keep
هیچ قولی نیست که نگه ش دارم

I’ll climb a mountain, there’s none too steep
از کوه بالا میرم، هیچ سراشیبی ای هم وجود نداره

[Chorus]
When it comes to you
وقتی پیش تو میاد

There’s no crime
هیچ جنایتی نیست

Let’s take both of our souls
بیا روح هامونو بگیریم

And intertwine
و به هم ببافیمشون

When it comes to you
وقتی سمت تو میاد

Don’t be blind
نابینا نباش

Watch me speak from my heart
منو ببین که از ته قلبم صحبت میکنم

When it comes to you
وقتی سمت تو میاد

Comes to you
وقتی سمت تو میاد

[Post-Chorus]
Want you to share that
میخوام که تقسیمش کنی

(When it comes to you)
وقتی سمت تو میاد

[Verse 2]
Cupid ain’t a lie
کیپد دروغ نیست
(کیپد یکی از خدایان یونانه که خدای عشق نامیده میشد و به شکل یک بچه بود)

Arrow got your name on it, oh yeah
تیر، اسم تورو روی خودش داره

Don’t miss out on a love
عشقو از دست نده

And regret yourself on it, oh
و پشیمون عشقت نشو

Open up your mind, clear your head
ذهنتو باز کن و مغزتو بشور

Ain’t gotta wake up to an empty bed
نباید توی یک تخت خالی بیدار بشی

Share my life, it’s yours to keep
زندگیمو شریک میشم، دیگه مال تویه که نگه ش داری

Now that I give to you all of me, oh
الان که دارم همه چیزمو بهت میدم

بعد ضبط کردن آهنگ اونو توی فلش ریختم و از اتاق
رفتم بیرون با دیدن چهره درهم رفته پدر بزرگم رو به رو شدم سرمو
انداختم زیر با رفتن تو آغوش گرمش تعجب کردم
بعد چند ثانیه متقابلاً بغلش کردم بعد از اینکه از بغلش
در آمدم با لبخند بهم گفت

_پسرم بزرگ شده

با تعجب بهش نگاه کردم اولین باری بود که بهم می‌گفت
پسرم ، بعد از کنارم رد شد رفت تو اتاقش
لبخندي زدم ، نفس عمیقی کشیدم رفتم سمت اتاقم شروع کردم به
فک کردن به جیمین با دوباره فهمیدن اینکه اون ی زوج
دیگه داره فقط به درخواست خانوادش با من ازدواج
می‌کنه بغض کردم اه چقدر میتونست سخت باشه
ی لحظه کل اون حس بد رفت با فکر اینکه ی نفر دیگه
لمسش کنه ی نفر دیگه اون لبای پفکیش ببوسه ی نفر
دیگه اونو بدست بیاره مشتم محکم بلند کردم کوبیدم
روی دیوار (آرام فرزندم آرام)

جیمین

با زنگ خوردن گوشیم با دیدن اسم تهیونگ لبخندی
زدم

+الیو

_درد الیو ی آلو رو درست بگو

+باشه الووووو

_خب سیلامم چیمی

+چرا این ساعت شب زنگ زدی مردم آزار

_مردم آزار عمته زنگ زدم بگم چی شد ازدواج چه کردی؟؟

+هیچی ازدواج میکنم با تمام عواقبش

_اوه اوه اوعضات خرابه چیم اینجوری که فهمیدم مادر و
پدرت ازین که ی امگای خاصي  هستی  میتونی باردار شی
حتما ازت توقع دارن نوه بیاری براشون

+ایششش تهیونگ تازه داشتم فراموشش ميكردما ، اه می‌دونم

تهيونگ با شیطنت گفت

_جای خوبش اینه کوک عاشقته میتونید اهمممم

+درد و مرضض اهمممم می‌دونم همشو می‌دونم فقط
موندم چجوری اتفاق میوفته( مثبت کی بودی تو)

_توی امگایی اونم آلفا بهم نیاز دارین یهو اتفاق میوفته

+بیا تمومش کنیم دارم از خجالت سرخ میشم

بلند خندید

_شدی مثل تازه عروسا ی بی تجربه ( خو بی تجربه اس بچم )

+ی جوری میگی بی تجربه انگار تا حالا هفت دور طلاق
گرفتم من اولین ازدواجمه معلومه استرس میگیرم

_عروس خانم اروم باش همه چی آروم پیش می‌ره 

سریع گوشی قطع کردم عوضییییییی هوووففف
یعنی من و کوک نههههه اییی با فکرشم سرخ شدم
ایششش بگیر بخواب پارک جیمین

love And Winter ❄️:)#kookminWhere stories live. Discover now