part 2

18.9K 1.9K 96
                                        

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.

روی شکمش دراز کشیده بود و توی پیج موردعلاقه اش میچرخید ؛ حدود یه سالی بود که درگیر این پیج و عکس هاش شده بود

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.

روی شکمش دراز کشیده بود و توی پیج موردعلاقه اش میچرخید ؛ حدود یه سالی بود که درگیر این پیج و عکس هاش شده بود .
آخرین عکس دوباره توجه اش رو جلب کرد و به فکر فرو بردش .

_تو خودت رفتی 
جونگکوک گفت و با یه بطری آب توی دست به سمتش اومد 
تهیونگ چشماش رو چرخوند و بعد از بستن گوشی اش بطری آب رو ازش گرفت
هنوز به خاطر ناله های بلندش، گلوش خشک بود.
تشکر کوتاهی کرد و بطری رو کناری گذاشت ... دیدن لباس پوشیدن جونگکوک یکی از سرگرم کننده ترین کارها بود 
_ تا حالا فکر کردی حرف های آخرت چی میتونه باشه؟؟
تهیونگ بی خیال پرسید و متوجه تغییر حالت جونگکوک نشد .
دست از پوشیدن لباسش برداشت " چرا اینو میپرسی؟؟"

پسر شونه ای بالا انداخت و بطری آب رو روی میز گذاشت " نمیدونم .. خودم تا حالا راجبش فکر نکردم، گفتم شاید تو راجبش فکر کرده باشی "

_ چیزی راجب این برای فکر کردن وجود داره؟
جونگکوک اهی کشید و روی تخت نشست تا جوراب هاش رو بپوشه 

_ هیجان زده نمیشی؟
تهیونگ دوباره روی شکمش دراز کشید و به صورتش نگاه کرد ؛ جونگکوک هم به چهره کنجکاوش خیره شد .

_ نه اصلا 
و ضربه ای پشت سر تهیونگ زد " حالا هم پاشو لباس هات رو بپوش تا نظرم عوض نشده و همینجا ولت نکردم" 
تهیونگ جایی که ضربه خورده بود رو مالش داد و از جاش بلند شد .

_ نه اصلا و ضربه ای پشت سر تهیونگ زد " حالا هم پاشو لباس هات رو بپوش تا نظرم عوض نشده و همینجا ولت نکردم" تهیونگ جایی که ضربه خورده بود رو مالش داد و از جاش بلند شد

¡Ay! Esta imagen no sigue nuestras pautas de contenido. Para continuar la publicación, intente quitarla o subir otra.
To Live |kookv|Historias para obsesionarse. Descúbrelo ahora