--- کین---
به داداش بزرگه ی اسکولم که پورشو به پیت ترجیح داده بود لبخند زدم . یه خرابکار و یه اسکول باهم چه شود . حتی از تصورشون باهم دیگه خندم گرفته بود .
اما قسمته فانه ماجرا اینجا بود که ، پورش حتی وقت نکرد راجبه این قضیه بحث کنه ." اوممم ... جنابه کین ، پورش امشب قرار بود شیفت باشه ؟؟ "
پیت خیلی مؤدب پرسید ." چرا میپرسی ؟ "
همینطور که داشتم با ته و میو بازی میکردم ، آروم جوابشو دادم ." راستشو بخواین امروز ، روزه تعطیلمه ."
با یه صدایه آروم گفت و سعی میکرد باهام چشم تو چشم نشه ." اوه . پس اینجا چی میخوای ؟"
بالاخره از کامپیوتر چشم برداشتم و بهش نگاه کردم ." وقتی جنابه تانخون فهمیدن که جنابه وگاس و ماکائو میخوان بیان ، بهم گفتن باید بیام که باهم اذیتشون کنیم . منم نمیتونستم نه بیارم ، برا همینم برگشتم . "
با کلافگی بهم جواب داد . یه نفسه عمیق کشیدم و برگشتم سمتش ." الان میتونی بری استراحت کنی ."
همینطور که پیت سرشو پشته هم تکون میداد که احترامشو بهم نشون بده ، بهش لبخند زدم .
چقدر خوب میشد اگه نصفه ادب و اخلاقه تو رو پورش داشت ." امروز جایی تشریف نمیبرید ؟ "
سرمو در جواب تکون دادم . جوِ اینجا نسبت به زمانایی که پورش باهام بود خیلی آروم تر شده . تازه فهمیدم که داداشه بدرد نخورم بالاخره یه کار مثبت کرد تو زندگیش و اون آتیش پاره رو از اینجا دور کرد ." میخواین تا زمانی که بیگ میاد صبر کنم جنابه کین ؟ "
" نیازی نیست . میتونی بری دیگه . خودم از پسه خودم برمیام. "
جوابشو دادم .
پیت جلوم خم شد و بعدشم از اتاق رفت بیرون . یه نفسه بلند کشیدم و دست کشیدم به گردنم . امروز خیلی خسته شدم . اصلا نتونستم جلویه عصبانیتمو بگیرم ، حتی زدم تو گوشه پورش .
اولین باره که اینقدر به یکی از آدمام سخت گرفتم ، راستش یکم احساسه گناه میکنم .
باورم نمیشه یکی مثه پورش ، که همش داره گند میزنه تو همه چی ، این همه حرف برا گفتن داشت . درسته که همیشه فقط دردسره برای همه ، اما خب یکمم حق داره . اگه از همون اول بهش کرم نمیریختن ، اینم اینجوری عصبی نمیشد .
پورش از این تایپ آدماس که همینجوری الکی جلوت خم و راست نمیشه ، و این قضیه برا من خیلی خسته کننده بود . اما تازگیا ، بنظرم اذیت کردنش خوش میگذره. دلم میخواد قدرتمو به روش بیارم ، دوس دارم ببینم چه ری اکشنی بهم میده .
حتی بعضی موقع ها که میبینم بهم ری اکشن نمیده عصبی میشم . اولین باره یه نفر منو به این حال و روز انداخته . هر دفعه که اون صورته تخسش رو میبینم ، میفهمم که چقدر پورش چشم گیره .
یه پسر با هیکله خوب و قیافه ی جذاب . اینجور آدما تایپه من نیستن . بیشتر پسرایی رو میپسندم که هیکله ظریف و نرم و صورت هایه دخترونه دارن ، اما تو تخت شخصیتشون عوض میشه . اما هر چی میگذره پورش برام جذاب تر میشه . حتی جلوم شلوارشم در آورد .
البته من که شکایتی ندارم ، ترجیح میدم هیکله یه پسرو ببینم تا یه دختر . حتی یه جورایی وقتی دیشب اونجوری مست دیدمش و خودشو رو مبل پخش کرد ، بیشتر چشممو گرفت .
البته که باهاش کاری نکردم ، اینجوری حال نمیده . اما اگه یه روزی رو موده این باشیم که باهم حال کنیم ، ترجیح میدم کاملا بیدار باشه . دلم میخواد خوب زیرم نگاش کنم و ری اکشناشو ببینم .
ها ها .
نمیتونم لبخندی که از این فکرا میاد رو صورتمو جمع کنم .

YOU ARE READING
kinn Porsche _ کین پورش
Action[ترجمه از روی ناول اصلی کین پورش] _لعنتی!!! چرا اون شب که بهت حمله شد من خودمو قاطی کردم؟؟؟ همه چی از همون شب لعنتی شروع شد فقط هم بخاطر اون عوضی "کین"