روز پیشتر،
زیر قطرههای باران رقصیدیم،
به شکرانه اشک شوقی که آسمان میبارید.
گفتم:
تو آن بارانی که گونههایم را مینوازد.
گفتی:
تو آن خاکی که مرا به جان میکشد.
میدانستی وصال آب و خاک،
عطر مستکننده زندگی را با خود دارد.
............
میشه لطفا نظرتون رو بهم بگید؟
(TT)
أنت تقرأ
نامـهای بـرای تـو✨
عاطفيةتو همانی که در سینهام میتپی! . . . روایتی کوتاه از دلدادگی! . . . لطفا پارت 0 رو بخونید. . . .
