Part 4

369 76 76
                                        




_بهتره که این رنگ و انتخاب کنی جیون چون به رنگ این رنگ‌پوست بیشتر میاد و در ضمن طراحی که قرار روی لباس انجام بدی رو هم در نظر بگیر باتوجه به این رنگ هرچی ساده تر باشه بهتره
+ بله فهمیدم  طراحی نهاییشو براتون میفرستم
_ممنون میتونی بری

خودشو به کاناپه وسط اتاق رسوند و روش دراز کشید
چند روزی بود که حسابی سرشون شلوغ شده بود و بیشتر اعضای طراحی حتی خونه هم نرفتن تا هرچی زودتر کار اضافی طراحی تموم شه و برای gs ارسال کنند ، که در صورت وجود هرگونه مشکلی زمان کافی برای اصلاحش داشته باشند

خودش دقیقا چهار روز بودکه علارغم اصرار تهیونگ و یونگی به خونه نرفته بود
ملاقات سوم تو شرکت خودشون انجام شد . تقریبا هر طراحی که از اول تاسیس شرکت انجام داده بودن و برای نمایش گذاشتن تا احتمال بستن قرار داد  حتی از ۹۹ درصد به صد درصد برسه
و اینکه دیگ بهونه ای برای شنیدن تیکه های کیم کوچولو نداشته باشه
هیجوره نمیتونه کنار بیاد که اون کیم عینکی و خودشیفته الان رییس بزرگترین شرکت سرگرمی کره شده و خودش برای ورشکست نشدن به اون التماس کرده باشه

« تو هیچوقت برای من رییس کیم نمیشی جییین ... قراره  بهمون خوش بگذره .. البته به من بیشتر »
با فکرای شیطانی که از همون دیدار اول به سراغش اومده کاملا راضی از خودش روی همون کاناپه به خواب رفت .

نمیدونست حدودا چه ساعتی از روز یا حتی شبه که با صدای شکستن چیزی بیدار شد .
روی کاناپه نشست و به بدنش تابی داد و صدای یکی یکی شکسته شدن مهره های کمرش فرد توی اتاق رو به حرف آورد
+  فکر میکردم این کاناپه راحتی رو واسه همچین روزایی خریده بودی
لیوان شکسته رو از روی زمین برداشت و سمت میز رفت « ولی مثل اینک بکار نیومده پیچ‌و مهره هات در رفته »
_مثل اینک توام پیچ‌و مهره مثانت در رفته
تهیونگ بشدت سمتش برگشت و شاکی گفت
+هی لیوان از دستم افتاد ریخت رو شلوارم چرت نگو
_ باشه بابا تو اصلا نمیشاشی ... چخبره ، تو‌ چرا الان شرکتی؟
+ خودت میدونی که تصمیم من باشه این ساعت تو خونه رو تخت نازنینمم .. هیونگ فرستادتم تا یه شب بتونی بری خونت و تن لشتو بشوری تا همه رو خفه نکردی

درحالیه که دماغشو چین میداد گفت : هرکی از اتاقت میاد بیرون بوی گندتم با خودت میاره
جونگکوک درحال چرخش گردنش لبخندی به تخیونگ زد
_میدونی که بوی عرق من از ادکلنای مارک تو خوشبوتره
+  اره در جریانم ، جیون بیچاره هروقت از اتاقت میاد بیرون یک نفس عمیق میکشه
شوکه دست از نرمش بدنش برداشت
_ واقعا؟؟؟ من اینجا حمام دارم تهیونگ
زیر بغلشو بو‌میکنه _ چرت نگو من اصلا بو نمیدم مرتیکه

تهیونگ با لیوان پر دستش  روی کاناپه نشست و با پاش به پهلو جونگوک زد تا بلند شه و جاش دراز بکشه
+ باشه بابا اصلا تو خوشبوترین مرد جهان ...  برو خونه تا یونگی هیونگ نیومده ،  ببینه تو اینجایی قرارمون کنسل میشه

Love , Revenge Historias para obsesionarse. Descúbrelo ahora