ᕱ⑅ᕱ 20

3.9K 409 88
                                        

୨୧ my petal ୨୧
part 20

" خیلی خون از دست دادن ولی خوشبختانه  عمل ، موفقیت آمیز بود

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

" خیلی خون از دست دادن ولی خوشبختانه عمل ، موفقیت آمیز بود. کبد و طحال پارگی داشتن که ترمیم شد . برای مداوای کامل زخمشون باید دو هفته مطلقا استراحت کنن و تا دو ماه هم باید فعالیت سبک داشته باشن"

هر سه با اشک شوق همدیگرو بغل کردن و خرگوش ، نفس راحتی کشید ,توی دلش از مرد تشکر کرد.

" ممنونم تهیونگ شی...ممنونم که برگشتی.. "

هوسوک با چشمای خیس یه هایبرید نگاه کرد

" جونگ کوک؟ منو ببخش که باهات بد حرف زدم. اصلا توحال خودم‌ نبودم"

خرگوش با لبخند کیوتی اشکهاش و پاک می‌کرد، به هیونگش نگاه کرد

+ نه هیونگی اشکال نداره ، همه حال بدی داشتیم..

با شوق خندید

" مرتیکه خر انقدر بهم استرس داده میخوام تا میخوره بزنمش"

+ نه نه، ما باید مراقبشون باشیم..
گفتن باید استراحت کنن و ما باید مراقب زخمشون باشیم..

" اما من میخوام مث سگ بزنمش! "

+ ولی-

حرفش با دیدن صورت رنگ پریده تهیونگ که از اتاق عمل بیرون آورده شده بود، قطع شد

با سرعت بالای سرش رفت و به گونه زخمی اش دست کشید .
لبخند قشنگی زد و همراه پرستارها، با تخت حرکت کرد
+ سلام تهیونگ شی... حالت خوبه؟
نگران نباش زود زود خوب میشی.. من قول میدم مراقبت باشم.

یونا با لبخند عمیقی جلو رفت و دست خرگوش و گرفت

" قربونت برم نگرانش نباش، زود خوب میشه"

با انتقال مرد به اتاق خصوصی ، هر سه بالای سرش ایستادن. جونگکوک با ملایمت خم شد و ماسک روی صورتش و درست کرد که هوسوک پرسید

" گفتن کی بیدار میشه؟"

+ فکر کنم گفتن یکی دو ساعت دیگه..

●●●

" نفر دوم که زنده بود مداوا شد ، اون و به بازداشتگاه بردیم و نگهبان هم حالش خوبه، شهادت داده تا حدی شاهد درگیری آقای کیم و اون مرد بوده .
اما خودشون کی به هوش میان؟ باید به چنتا از سوال های ما جواب بدن"

ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ منStories to obsess over. Discover now