ᕱ⑅ᕱ 23

3.9K 394 127
                                        

୨୧my petal ୨୧
part 23

به سوپ بد مزه ای که براش آورده بودن ، لب نزده بود اما با دقت به خرگوشی که به طرز کیوتی در حال خوردن نودل بود زل زده بود

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

به سوپ بد مزه ای که براش آورده بودن ، لب نزده بود اما با دقت به خرگوشی که به طرز کیوتی در حال خوردن نودل بود زل زده بود.
با لبخند به حس اون لب‌های بهشتی روی لبهای خودش فکر میکرد.
خرگوش با دیدن نگاه خیره مرد ، خجالت کشید
+ تهیونگ شی اگه غذا نخورین ، ضعف میکنین

با هومی سینی رو کنار گذاشت‌

_ میشه دیگه اینجوری صدام نکنی خرگوشی؟

با تعجب ،  کمی غذا توی گلوش پرید و همون طور که روی مبل اتاق نشسته بود، شروع به سرفه کرد.
+ چی؟..

با نگاه شیفته ای بهش زل زد.

_ به من نگو تهیونگ شی ، حس میکنم صرفا یه غریبه ام!

+ اما!

با کیوتیِ تمام ، انگشت هاش و بالا آورد و اختلاف سنی شون و حساب کرد

+ خب ۱۰ سال از اونور...دوازده...سیزده،  چهارده! شما چهارده سال از من بزرگترین تهیونگ شی این به دور از ادبه که-

_ وقتی خودم ازت بخوام بی ادبی نیست کوچولو، یه بار اسم مو صدا کن اصن ببینم چجوریه از زبون تو.

با سرخ شدن لپ هاش، گوشهای بانمکش هم ورجه وورجه کردن و مرد و بخنده انداختن.

+ تهیونگ ..

با لبخندی که کش اومد به خرگوشش نگاه کرد

_ بیا، حالا عاشق اسمم شدم .

با لبخند کیوتی به مرد خیره شد ، عاشق اون نگاه مهربون مرد بود که هر وقت چشم تو چشم می‌شدن بهش هدیه میداد .

_ خرگوشم یه دقیقه بیا.

با خجالت از شنیدن لفظ " خرگوشم " به طرز با نمکی از جا پرید و سمتش رفت. دست گرم مرد و میون انگشتای کوچولوش گرفت.

+ بله تهیونگ ش- یعنی تهیونگی..

با لبخند پشت دست نرم پسر و بوسید.

ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ منStories to obsess over. Discover now