ᕱ⑅ᕱ 39

3.5K 353 146
                                        

୨୧ my petal ୨୧
part 39

هشدار : حاوی محتوای اسمات

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.

هشدار : حاوی محتوای اسمات

●●●


با شنیدن صدای ناله های ضعیفی از خواب پرید. روی کاناپه خوابش برده بود و عضلات گردنش خشک شده بودن. با اخم دستی به گردن دردمندش کشید و به جونگکوک نگاه کرد.
جلوتر رفت و به خرگوشش که روی کاناپه دراز کشیده بود، با دقت نگاه کرد. متوجه شد تمام صورت پسر خیس و پر از قطره های عرق شده، پلکهاش و با درد بسته و اشک میریزه. هرازگاهی ناله های ضعیفی سر می داد و هق هق می‌کرد.

با دلسوزی دستی به سرش کشید و پیشونیش و بوسید.

_ خرگوش کوچولوی من؟

با شنیدن صدای مرد  ،چشمای خیسش و باز کرد .

+ ت..تهیونگی..

_ جونم؟

+ زیر دلم.. زیردلم درد میکنه تهیونگی..

با هق بلندی به دست مرد چنگ زد

+ خیلی درد میکنه.

با ملایمت دستی به گوشهای لرزونش کشید

_ یونا قبل اینکه بره باهات صحبت کرد ؟ میخوای من کمکت کنم خرگوشی؟

+ اوهوم..میخوام‌ تو کمکم کنی..
من میترسم...

آب دهانش و قورت داد و سعی کرد خرگوشش و آروم کنه

_ باشه عزیزدلم، اصلا از هیچی نترس خب ؟من بهت کمک میکنم.

به آرومی ملحفه رو از روی تنش کنار زد و از روی لباس زیردلش و نوازش کرد.

+ آیی!

_ آروم باش خرگوشم ، بریم توی اتاق ؟

+ ب..بریم..

با ملایمت پسر و بلند کرد و به سمت اتاق خوابشون برد. آروم روی تخت نشست و تن عرق کرده خرگوش و روی پاش نشوند.
کمرش رو نوازش کرد و به تیله های درشتش نگاه کرد.خرگوش با عشق صورتش و جلو برد و لب‌های داغش و به لب‌های تشنه مرد چسبوند‌. بی حرکت موند که با شروع بوسه عمیق و داغی از طرف مرد، به شونه هاش تکیه داد و با حس لمس های روی پوست شکمش، حین بوسیدن ناله کرد.
تهیونگ با فرصت طلبی زبونش و وارد دهان سوزان خرگوش کرد و بوسه رو عمیق تر کرد. با شنیدن ناله های خوش آوا و حس دمای بالای بدن خرگوشش ، اون هم به شدت بیقرار شد و دلش می‌خواست هرچه زودتر مهر مالکیتش و روی تن زیباش بزنه.
با احتیاط لباشون و از هم فاصله داد و به چشمای خمار خرگوش زل زد.

ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ منStories to obsess over. Discover now