ᕱ⑅ᕱ 19

3.7K 409 119
                                        

୨୧ my petal ୨୧
part 19

୨୧ my petal ୨୧part 19

Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.


+ ت...تهیونگ شی؟... داره از سرتون خون میاد...

بدون توجه به چیزی که شنیده بود به سمت خرگوش دوید و شونه هاش و بغل گرفت. سر تا پاش و سریع چک کرد

_ خوبی ؟ حالت خوبه؟ آسیب ندیدی عزیزِ من؟

با اشک توی چشمش به مرد زخمی نگاه کرد 

+ م..من خوبم تهیونگ شی.. شما.. شما خونریزی دارین..

با لبخند سر خرگوش و بوسید

_ این مهم نیس عزیزم...من خوبم...
یونا!؟ سریع کوکی و ببر داخل ممکنه بیشتر از یک نفر باشن،‌ برید داخل و در و قفل کنین باشه؟

" باشه باشه، تهیونگ صدای درگیری از کابین نگهبان مون هم میومد اونجا رو یه نگاه بنداز"

زن به سرعت دست جونگکوک و گرفت به داخل کشیدش

" جونگکوکی؟ عزیزم؟ بیا سریع بریم تو.
بدو عزیزم!"

خرگوش حین اینکه به داخل کلینیک کشیده میشد به عقب نگاه کرد و رو به تهیونگ گفت

+ تهیونگ شی..

_ جانم؟

+ لطفا مراقب باش..

با لبخند کم رنگی نگاهش کرد

_چشم ..

بعد با سرعت زیادی سمت کابین نگهبان دوید.  با دیدن مرد مسن که روی زمین افتاده بود ،کنارش زانو زد و بهش سیلی زد

_ آجوشی ؟ آجوشی میشنوی صدامو؟

تهیونگ بدون گرفتن جوابی از طرف مرد،  بلند شد تا اطراف و نگاهی بندازه که تو کمتر از ثانیه ای، چاقویی با تمام عمق و تا ته توی شکمش فرو رفت ، طوری که فقط دسته اش بیرون مونده بود.

لحظه ای زمان متوقف شد، گوشش سوت می کشید و نفسش حبس شده بود. با چشمای درشت و دهان باز، به مرد خندون روبروش نگاه کرد

" رئیس گفته بود حتما دو نفری بیایم، اینم تسویه حساب با آقای کیم. هیونجین بهت سلام رسوند"

با بهت به پایین نگاه کرد . غریبه با ضرب چاقو رو بیرون کشید که فریاد تهیونگ و بلند کرد و از لبه های تیز چاقوش ، قطره قطره خون چکید.

ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ منStories to obsess over. Discover now