.11.

1K 177 188
                                        

One Direction - Long way Down

We made a fire, went down in flames~

We saild an ocean and drowned in the waves~

حرفای هری بیشتر از اینکه بر اساس غریزه یا حدسیاتش باشه، بر اساس تجربه هاش بود. پس تعجبی هم نداره که چند ماه بعد من و زین مجبور شدیم با واقعیتی که پیش بینی کرده بود رو به رو بشیم.

منیجمنت عملا هرکاری میکنه تا جلوی مردم کمتر با هم دیده بشیم. ما رو تو ماشینای جداگانه میشونه. موقع مصاحبه ها صندلیامونو دور از هم قرار میده. حتی وقتی چشممون به هم میوفته و لبخند میزنیم از پشت صحنه بهمون اخطار میدن.

و لعنت! کی فکرشو میکرد اینقدر سخت باشه؟

بعضی وقتا روزها سپری میشه تا بتونم با زین تنها باشم. و میتونستم ببینم که این مسئله رو زین اثر گذاشته.

اون همیشه توی جمع های بزرگ ناراحت و عصبی میشه و حالا که نمیتونم کنارش باشم این علائمش بیشتر هم شدن. من سعی میکنم از دور حواسم بهش باشه، ولی این واقعا ممکنه وقتی "دوست دخترامون" عملا همیشه توی صحنه حضور دارن؟

همه ی این مسائل باعث نشد قلب ما از هم فاصله بگیره. اتفاقا برعکس، وقتی بالاخره یه جایی ساکن میشدیم و قرار بود چند روز بمونیم، شبانه روزی به هم میچسبیدیم و از لحظه هامون استفاده میکردیم.

زین اوایلش بیشتر واکنش نشون میداد و تو خودش بود و همچنان که زمان گذشت، رفته رفته بهشون عادت کرد و یاد گرفت که برای به دست آوردن اوقاتی که میتونیم پیش هم باشیم باید صبر کرد.

یا حداقل من اینجوری فکر میکردم.

ما یه خونه ی جنگلی کوچیک گرفتیم و قراره فعلا اینجا کنار هم باشیم تا منیجمنت یه بامبول دیگه روی سرمون در بیاره یا یه تور دیگه رو شروع کنیم.

اوضاع فعلا آرومه و میخواییم ازش نهایت استفاده رو ببریم.

زین آدمی نیست که خودش وسایلشو مرتب کنه یا چمدون و ساکشو همیشه همراه داشته باشه. این منم که اکثر اوقات چیز میزاشو با خودم حمل میکنم و حواسم هست ضروریات رو جا نذاره.

پس تعجبی نداره که من امشب دارم وسایلشو مرتب میکنم.

همینجوری که در چمدونو باز میکنم، چشمم به یه کیف دستی کوچیک و مشکی میخوره که بین لباساشه. یادم نمیاد خودم کسی باشم که اونو آورده باشه پس حتما کار زینه.

به دور و بر نگاه میکنم و نمیبینمش. اون پای تلویزیونه و داره بازپخش فیلم تکراری دیشبو میبینه و هم زمان پاپ کرن میخوره.

کیفو برمیدارم و وزنش میکنم. معمولی به نظر میرسه. برای باز کردنش یکم تامل میکنم. یعنی کار درستیه که بازش کنم و ببینم توش چیه؟

Fall Right Into YouDonde viven las historias. Descúbrelo ahora