[ خداحافظ زیبا! ]
ژانر : رمنس/ مافیایی / اکشن / معمایی / حاوی اسمات
کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ ...
روز آپ : یکشنبهها
- برای من برقص زیبای وحشی.
اون غریبهی عجیب با چشم های کشیده و اژدها مانندش همراه بادیگارد هاش عادت داشت هر هفته ساعت هفت به آ...
Oops! Bu görüntü içerik kurallarımıza uymuyor. Yayımlamaya devam etmek için görüntüyü kaldırmayı ya da başka bir görüntü yüklemeyi deneyin.
Music theme ; Now that we don't talk - Taylor Swift Somebody - Jungkook
[ دو جوئن ۲۰۲۱ - اسپانیا، مادرید ]
به یاد میآورد که سالها پیش مادربزرگش بهش گفته بود که هر وقت خشم و عصبانیت وجودش رو در برگرفته بود، فقط از مهلکه فرار کنه. خیلی وقت بود که به این نصیحتش گوش نمیداد. معمولا از خشمش استفاده میکرد و میجنگید ولی حالا؟ خشم با غم ترکیب شده بود و احساس نخواستهشدنی که تمام کودکیش باهاش همراه بود، دوباره بهش دست داده بود.
موتورش رو مقابل خونهی پدرو خاموش کرد و کلاهش رو به دست گرفت. پاهاش رو بر روی زمین میکشید و حس مزخرفی داشت. خیلی طول نکشید که جلوی در ورودی خونهی نسبتا بزرگ مرد ایستاده بود و پدرو بعد از شنیدن صدای زنگ در کسری از ثانیه در رو باز کرد. از صورتش میشد نگرانی رو تشخیص داد.
اگه جونگکوک حالش بهتر بود، قطعا ابرویی بالا میانداخت و مرد رو برای بیش از ریکشن دادنش اذیت میکرد ولی الان حقیقتا توان اهمیت دادن نداشت.
- چه بلایی سرت اومده؟
با تعجب فریاد کشید و جونگکوک فقط کلاهش رو به سینهی پدرو چسبوند تا نگهش داره و بعد از چند قدم بر روی زمین نشست. میدونست که ممکنه بدنش خونی باشه و اصلا نمیخواست خونه و مبلمان اون رو به گند بکشه.
- قرار نیست حرفی بزنی؟
پدرو خیلی سریع کلاه رو کنار گذاشت و لوازم کمکهای اولیه رو از کمدی بیرون کشید و مقابل جونگکوک بر روی زمین نشست.
- کی زخمیت کرده؟
- نمیدونم حتی چه اسمی روش بذارم.
زمزمهی جونگکوک تقریبا ناشنیدنی بود ولی پدرو حالا تمام وجودش گوش شده بود.
- توضیح بده.
پدرو اون رو وادار به درآوردن ژاکت موتور سواریش کرد و با تعجب به زخم و کبودیهای بدن مرد جوانتر خیره شد.
- قطعا وحشی بوده.
زمزمه کرد و قبل از هر چیزی مشغول عوض کرد باند شونهی جونگکوک و چک کردن زخمش شد.
- نمیدونستم میتونه وحشی هم باشه.
- واقعا؟
پدرو که از حال جونگکوک خندهش گرفته بود، خیلی سریع باندش رو عوض کرد. بر روی بدن جونگکوک خم شد و سعی کرد تکه شیشههایی که روی بعضی از زخمها وجود داشت رو بیرون بکشه. وضع جونگکوک واقعا بد بود. آهی از حرص کشید و موهای اون رو عقب هل داد تا صورتش رو چک کنه.